هدف و غایت از سلوک
7البته این را هم خدمت رفقا عرض بکنم که من با مرحوم آقا خیلی رک و راست بودم، خیلی راحت بودم. در عین اینکه آن موقعیت و منزلت ایشان برای بنده محرز بود، ولی نسبت به مطالب علمی، رودروایسی نداشتم، و ایشان هم این را میخواست از من. یعنی اگر یک وقت من میخواستم چیزی را پنهان کنم، میگفتند چرا حرف نمیزنی؟ چرا نظرت را نمیگویی؟
بعد من یواشیواش شروع میکردم به گفتن و بعد دیگر کمکم وارد بحث میشدیم، قشنگ یک بحث طلبگی، یک بحث دو دوتا چهار تای طلبگی، بعد به یک نتیجهای میرسیدیم. وقتی که آمدم منزل، مرحوم آقا رو کردند به من، گفتند: درویش! دمت گرم!
گفتم بابا ما جسارت کردیم....
ـ نه نه! درست کردی! خوب کردی گفتی!
بعد یک حرف را زدند، برای ما اینجا مهم است، فرمودند که: آسیدمحسن! تو حرف را بزن، اینقدر هم حرص و جوشش را نخور که که شنید و که نشنید، اگر قرار است کسی حرف را بفهمد، از همان مطلبی که میگویی حرف را روی هوا میزند، و اگر قرار است نفهمد، هزار بار ـ عبارت ایشان بود ـ هزار بار تکرار کنی باز نخواهد فهمید!
یعنی هزار بار میگویی این چراغ است، میگوید: نه! خاموش است. خاموش است دیگر، خاموش است، دیگر کاریش نمیشود کرد، خاموش است، باید به او گفت بسیارخب آقا، خاموش است، بابا ولش کن برویم. برویم پی... . روز است، میگوید شب است! شب است میگوید روز است! نمیخواهد بفهمد. توجه کردید؟ درد اینجاست که عدهای نمیخواهند بفهمند؛ میفهمندها، یعنی متوجه هستند، خوب هم میفهمند، خوب، حسابی، این نفس نمیخواهد بگذارد.
خب، حالا که پای نفس در کار است، چه فرقی است حالا بین این نفسی که هزار و چهارصد و سی و چهار، و بین نفس سنۀ شصت و شصت و یک، سنۀ عاشورا؛ چه فرقی هست؟ هان؟ هر دوی آنها یکی است. این نفسی که الآن در این سال دارد پا روی حق میگذارد یعنی همین الان، همین امشب، الآن دارد پا میگذارد، این همان نفس روز عاشورایی است که آمد با تیر سه شعبه زد به قلب امام حسین! یکی است، هیچ تفاوتی ندارد. به جدّم قسم، همان سیدالشهداء، هیچ تفاوتی ندارد، پایش هم میایستم، روی قسمم میایستم، حالا نگویید... نه! روز قیامت تمام میآورند، ببینقسم خوردم، حالا ببین آنی که الآن دارد روی حق پا میگذارد در چه صفی ایستاده. مگر غیر از این بود که او هم پا روی حق گذاشت؟ مگر غیر از این بود که او هم آمد انکار کرد؟ هر دو یکی است، آن، آن موقع به دنیا آمده، این، این موقع به دنیا آمده، فقط یک زمان است، این زمان را بگذارید کنار، شد پشت سر سنان و انس، پشت سر خولی، پشت سر شمر پشت سر عمر سعد، فقط شما این زمان را حذف کن. آنی هم که دارد حق را میبیند و به آن عمل میکند و به آن ترتیب اثر میدهد، حالا که حق این است پس من نباید ملاحظات و مسائل دیگر را بیایم و ترجیح بدهم، آن را شما نگاه میکنید پشت سر امام حسین است. کل یوم عاشورا کل أرض کربلا همین است دیگر. کلام کلام بزرگان است.

