حقطلبی و پایبندی به حق بهعنوان تنها راه وصول به آرزوی عظیم
14خب مسئله را بفهمم، آنوقت راجع به آن، انسان تصمیم میگیرد. اما اگر قرار باشد همینی که یک شخصی دارای یک همچنین موقعیتی هست، همینی که یک چیزی میشنود، همینی که یک علامه، همینی که یک همچنین ظهور، میآید خب...
این چه میشود؟ میرود در تحت آن شخصیّت و در تحت آن شئون و دیگر تأمل و فکر برای هضم مطالب و برای رسیدن به مخ و حقیقت و باطن آنها برای او نمی ماند. اینجاست که خطر پیش میآید. اینجاست که این خطر پیش میآید.
یک وقت در همان موقع یک جریانی اتفاق افتاده بود و خیلی من متأثر شدم و گفتم که وای به حال امت اگر بخواهد کار به دست اینها بیفتد. مرحوم آقا فرموده بودند که خانمها موقع غروب به بعد دیگر کسی بیرون نباشد؛ البته میگفتند مردها هم همینطور، منتها خب تأکیدشان بیشتر روی زنها بود بعد از غروب زنها در منزل باشند.
بعد یک جریان پیش آمده بود در مشهد و از این گروههای فاسق و فاجر و همین الواتها و اینها بودند و یک اسامی خیلی نابابی هم داشتند و خلاصه متعرض میشدند و ناامنی ایجاد کرده بودند و بعد هم اینها را انگار گرفتند و از بین بردند.
بعد من شنیدم که بعضی از همین افراد در همان موقع در تاکسی که سوار میشدند، در مغازه که میروند، در صف نانوایی که میروند نان بگیرند و این حرفها... خب جامعه نیاز به امنیت دارد، جامعه نیاز به آرامش دارند، زن و بچۀ مردم باید احساس امنیت کنند، احساس آرامش کنند، احساس تامین کنند، این آقا بلند میشد و عدهای دیگر، بلند میشدند میرفتند و میگفتند در فلانجا یک همچنین قضیهای، حالا به دروغ ها، در فلان جا این قضیه اتفاق افتاد، در آنجا فلان زن مورد تعرّض قرار گرفت در آنجا نمیدانم چه شد، آنجا نمیدانم چه شد... همه به دروغ! که وقتی من فهمیدم گفتم شما حیوانید یا انسانید؟ بعد گفتند ما میخواهیم این مسئلهای که ایشان گفتهاند خانمها چه باشند، جا بیفتد!

