حقطلبی و پایبندی به حق بهعنوان تنها راه وصول به آرزوی عظیم
10الآن فراموش کردم شیخ طوسی در آنجا دفن است. خب بسیار خب، ما هم هر وقت رفتیم آنجا میرویم، هم سر قبر مرحوم بحرالعلوم میرویم و هم سر قبر شیخ طوسی میرویم و فاتحه میخوانیم. اینها همه از بزرگانند باید هم رفت و باید هم از آنها طلب شفاعت کرد. اینها تمام حیاتشان را، تمام زندگیشان را، تمام دنیایشان را به پای دین گذاشتند و برای احیای دین، احیای کلمۀ حق، احیای شریعت پیغمبر، اینها همۀ وجودشان را، همۀ زندگیشان را گذاشتند، اینها به جای خود محفوظ؛ اما کلام اینها با رفتن، دیگر حجّیّت ندارد. حجیت کلام اینها حجیت محدود است، آن هم حجیت تنزیلی، رفقای اهل فن میدانند، نه حجّیّت ذاتی و ذاتیه. حجیت کلام اینها حجیت....، فقط یک شخص و یک ذات حجیت کلامش حجیت ذاتی است و آن معصوم علیه السلام است و بس، بس! هان! این بس را خوب محکم بگوییدها! خیلی به دردتان میخورد. فقط یک شخصیت است، چهارده نفر تمام! اینها حجیت کلامشان، حجّیّت ذاتی است. زنده باشند کلامشان حجت است، زنده نباشند به حسب ظاهر، کلامشان حجت است. در همان وقت از آنها بشنود حجت است، هزار سال بعد بشنود حجت است. الان شما یک کتابی به دستتان میرسد که تا حالا چاپ نشده زراره امام صادق علیه السلام یک خبری نقل کرده، الان به گوش شما رسیده، تحقیق میکنید توجه میکنید میبینید خبر، خبر معتبر است همین الآن باید به آن عمل کنید! همین الآن! این میشود چه؟ میشود حجّیّت ذاتیّه. که این فقط و فقط و فقط و فقط و فقط مربوط به چهارده معصوم است و بس. همین. بقیه نه. خب حالا که مسئله اینطور هست، ما به چه حسابی بلند شویم بیاییم از یک شخص: فلان شخص پنجاه سال پیش این حرف را زد!
خب زده که زده، بسیار خب. با رفتنش تمام شد و رفت. آنی که نرفته امام علیه السلام است.آنی که نرفته امام هادی است که هیچ وقت نمیرود، امام باقر است که هیچ وقت نمیرود، او رفت، تمام شد، مرد بزرگی بود و خدا هم رحمتش کند، ما از او طلب شفاعت هم داریم، برایش فاتحه هم میخوانیم و طلب شفاعت میکنیم اینها همه به جای خود، ولی حساب حساب است...

