حقطلبی و پایبندی به حق بهعنوان تنها راه وصول به آرزوی عظیم
17حر هم آمد و همه چیز را....
این میشود چه؟ این میشود گذشت از همه چیز. حالا امام سجاد علیه السلام بیاید در قبال پروردگار که با این شخصیت است بگوید ای خدایی که دارای این عظمت سماوات و ارضین هستی، ای خدایی که دارای چه هستی، من یک مقصد بزرگ در نیّت دارم بدان چیست؟ حواست باشدها!
خدا میگوید یعنی چه؟
این درست نیست. ولی کلام امام سجاد صحیح است. چرا صحیح است؟ چون هر چیز ماسوی اللَهی، هر چیز ماسوی اللَه را شما بخواهید در نظر بگیرید، این باز مهر ماسویاللَهی به پیشانیاش خورد. و آن اثر پروردگار است و زائیدۀ ذات پروردگار است، زائیده به معنای ظهور نه به معنای انفصال. ظهور پروردگار است. وقتی که ظهور شد دیگر آن حقیقت ذات نمیتواند همشأن با او قرار بگیرد.
امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبۀ همام چه میفرماید؟ عظم الخالق فی انفسهم و صغر ما دونه فی اعینهم
فقط خالق آمده در نفوس اینها جلوه کرده و جایگاه درست کرده. فقط خالق! و او آمده برای اینها تشئُن بوجود آورده، عظم الخالق یعنی شأنیّت یک حقیقت و شأنیت و جایگاه این حقیقت، فقط اختصاص به خالق داده شده. فصغر ما دونه فی اعینهم، غیر از خدا همۀ خلائق در نزد اینها کوچک است. حضرت ابراهیم را میاندازند در آتش، جبرائیل میآید و میگوید چه تقاضا داری که من برآورده کنم؟ جبرائیل دیگر! جبرائیل مظهر اسم اعظم پروردگار چکار که نمیتواند بکند! آتش که سهل است، آتش که چیزی نیست! عالم را میتواند کن فیکون کند، آتش که چیزی نیست.
حضرت ابراهیم در جواب حضرت جبرائیل میفرماید: علمهُ بحالی حسبی من مقالی همین که او بداند من در چه حالی هستم کفایت میکند نیازی به تو ندارم ببینید! فصغر ما دونه! به جبرائیل هم نگاه نمیکند! به جبرائیل هم نگاه نمیکند! ما خیال میکنیم این خطبۀ امیرالمؤمنین راجع به اهل دنیاست! نه، ماسویاللَه را شامل میشود، نه فقط اهل دنیا. اهل دنیا که اصلا ارزشی ندارند که حضرت بخواهند برایشان خطبه بخوانند. اینها اصلا قابل این نیستند که مثلا طرف بیاید به فلان وکیل نگاه کند، حضرت بگویند که وقتی که آن خدا آمده در دلش دیگر نگاه به این وکیل و وزیر و فلان و....، اینها که اصلا کسی نیستند که حضرت بیایند راجع به اینها صحبت کنند. نه، حضرت میفرمایند اینها فقط خدا را هدف گرفتهاند. نه به جبرائیل دیگر نگاه میکنند، نه به میکائیل نگاه میکنند، نه به ملائکۀ رزق، نه به ملائکۀ علم، نه به ملائکۀ حیات، نه به امور و اسباب دنیا، نه به امور و اسباب آخرت، فقط و فقط آنها یک مطلب و یک مقصد را در نظر گرفتهاند و از آن مقصد هم تنازل نمیکنند.

