حقیقت ربطیه بین بنده و پروردگار
3اگر اشاعۀ حرام جایز بود بنده قضیهای را برایتان نقل میکردم تا بدانید که افرادی که ما مشاهده کردیم در این دوران و در این زمانه اینها نظرشان نسبت به مسئلۀ امامت چه بوده است. ولی خب چون خود اشاعۀ امر فاسد، خود او هم اشکال دارد.
این مسئله مسئلۀ بسیار اساسی [است که] ایشان میفرمودند ما دیدیم بهش توجه نشده، به چیزهای دیگر خیلی بیشتر توجه میشد و میشود، ولی ظاهرا از غربت امام زمان هم و از غیبتشان این مسئله بیشتر شاید نشئت گرفته باشد و در آن مباحثهای که بین ایشان و بین آن شخص که از خویشان ایشان بود گذشت در مسئلۀ امامت و گفتن امام که ایشان جایز نمیدانستند اطلاق لفظ امام را بر غیرمعصوم علیه السلام، البته بنده بودم در مجلس نبودم بیرون از مجلس بودم، ایشان میفرمودند شما تصور نکنید، به آن فرد، تصور نکنید با اضافه کردن این القاب به غیر معصوم موجب تقویت مرام و نظامتان میشود، بلکه موجب تزلزل این مسئله و این مقصود خواهد شد زیرا تخطی از مبانی مکتب است. توجه میکنید؟ خیال نکنید حالا بخواهید هر چیزی را اضافه کنید و فلان کنید و عیب ندارد باشد، هی باعث تقویت است و باعث...، نه! شما دارید از پایین نگاه میکنید، از پایین نگاه میکنید این نگاه نگاه مادون است، این نگاه نگاه از بیت العنکبوت است، نه این نگاه نگاهی است که از یک پایه و اساس متین و محکم و رسین و مستقیمی برخوردار است، آن مردمی که میآیند و در ماه تصویر مشاهده میکنند روی این افکار چطور میشود حساب کرد؟ چطور میشود حساب کرد؟ این افکار را شما میخواهید تقویت کنید؟
بنایتان را بر این طرز تفکر بگذارید؟ خیلی خوب است آقا بیا تماشا کن، بیا ببین عکس است، عکس است هی بیا به آن هم میگوید او هم به او میگوید راست میگویی بیا نگاه کن آن چشمش است آن ابرویش است، بیا نگاه کن نگاه کن، آن وقت میخواهی این تفکر و این سلیقه را اصل و اساس قرار بدهی و نردبانی برای رسیدن به مقصودت، هیهات، چرا از بالا نگاه نمیکنی؟ این فرق بین مکتب حق و مکتب اعتبار است.

