حقیقت ربطیه بین بنده و پروردگار
12حالا این قضیه که امام علیه السلام میفرمایند، امام دارند میفرمایند که من میخواهم به اینجا بروم، به یک همچنین مقصدی میخواهم بروم، خب طبیعی است که ما وقتی که نگاه میکنیم و میبینیم یک همچنین مطلبی را، خب میگوییم ما با این، نشستیم به همدیگر میگوییم بابا ما کجا این حرفها کجا؟ بابا چی، نمیدانم کیک از ما بزرگتر بود چطور دیدیم کله شد، کیک از ما بزرگتر بود چطور نمیدانم به راه شد، خب از این حرفها نمیزنیم؟ پیش خودمان این مطالب را نمیگوییم؟ که نمیدانم...! اینها همه خب وساوس شیطان است دیگر، شیطان میخواهد بیاید یأس ایجاد کند، سستی ایجاد کند، وهن، وهن ایجاد کند در اذهان، در نفوس، در تصمیمها، در اهتمامها، در همتها، بیاید و این انسان را نسبت به این مسئله همتش را بیاورد پایین و سرد کند و این قضیه بالاترین گناه است، سوء ظن به خدای متعال گناهی است که از آن گناه بالاتر وجود ندارد، انسان خدا را ناتوان ببیند، انسان خدا را پایینتر ببیند، پایینتر ببیند. و ما این قضیه در ما هستها و کم و زیاد این مسئله در ما وجود داردها، خب ما در ارتباط با مسائل مختلف و قضایای مختلف مثلا شخص دارد میآید صحبت میکند میگویم آقا چرا داری با من صحبت میکنی؟ چرا سراغ خدا نمیروی؟ چرا قلبت را متوجه او نمیکنی؟ میگوید آقا هر چی میگوییم که فایده ندارد گفتم وقتی خدا نشنود بنده بشنوم؟! گفتم تو خدا را گذاشتی کنار داری میآیی از من درخواست میکنی، این چه مسئلهای است؟ این چه قضیهای هست؟
تو باید قلبت را متوجه خدا بکنی، و دیدگاهت نسبت به او دیدگاه اصل باشد، همۀ افراد خب از جمله ما، مظاهر هستیم، وسائط هستیم، همۀ افراد و همۀ خلائقش، همه، چرا این مسئله را ما کمرنگ و بیتوجه و موهون در نفس خود قرار میدهیم؟ این که غلط است، این غلط است.

