اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت ربطیه بین بنده و پروردگار

14459
سال 1434

حقیقت ربطیه بین بنده و پروردگار

21
  • گرچه وصالش نه به کوشش دهند***هر قدر که ای دل توانی بکوش
  • بخواهی عمل را بیاوری جلو، پای عمل را بیاوری جلو، پای فعل را بیاوری جلو، آنها هم بلد هستند چطوری، چون دست بالا را دارند، آنها دست بالا را دارند، بیایند و یک یک عمل را خیلی خب محاسبه می‌کنی پس ما هم اینجا محاسبه می‌کنیم، ما هم اینجا محاسبه می‌کنیم، چقدر از خودت مایه گذاشتی چقدر ما امکانات در اختیارت گذاشتیم محاسبه می‌کنیم. آن وقت آنجا کلاه سر آدم می‌رود آدم نمی‌تواند از عهده بربیاید.

  • اینی که همیشه بزرگان می‌فرمودند سالک به عمل خودش نباید نگاه کند، باید کارش را انجام بدهد، اگر یک وقتی هم حالا مثلا فرض کنید که یک کاری ازش فوت شد آی بزند در سر خودش ای وای چرا اینطور شد؟ چرا...؟ خب فوت شد که شد دیگر، حالا چیزی نیست، حالا فوت شد حالا مثلا نماز شب فوت شد، حالا قضایش را به جا بیاور سر زدن ندارد، ناراحتی ندارد فلان ندارد، اینقدر آدم بیاید هی برود...، اینهایی که هی مته به خشخاش می‌گذارند و می‌روند در نخ این...! چی شده حالا این کار از من فوت شده بروم بگردم، این را همه گیر می‌کنند، اینها در این قضیه گیر هستند، آدم همیشه باید عبور کند، سالک باید رد شود، نباید سر فعل بایستد، نباید سر کار بایستد، نباید سر چیز، بله، کار را باید انجام داد، شل نباید گرفت، مسئله را باید بهش اهتمام داشت، اینها همه به جای خود محفوظ، اما اگر بخواهید در قبال این، دنبال این پس چی شد؟ غلط است، پس چی شد ندارد، باید به خدا واگذار کرد، خدایا دادی خانه‌ات آباد، ندادی هم باز بنده‌ات هستیم، لنگ بیندازیم، راحت کنیم خودمان را، بیخیال!!

  • خدایا مخلصت هستیم، اگر به ما دادی خب مخلصت هستیم اگر هم ندادی چاره‌ای نداریم بپذیریم دیگر، بیا به ما رحم کن، اینجوری خدا خوشش می‌آید که بنده با او اینجوری باشد، اهل حساب و کتاب نباشد، دو دو تا چرتکه، یکی یکی آن بگوید چرتکه، من هم بلد هستم ها، دوتا چرتکه می‌اندازی یک کامپیوتری می‌آورم چرتکه بهت نشان می‌دهم که چرتت ببرد!! می‌اندازم حساب و کتاب یک چرت صد ساله بکنی تا ببینی چه می‌شود قضیه، تا ببینی به کجا می‌خواهی برسی.