اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت ربطیه بین بنده و پروردگار

14459
سال 1434

حقیقت ربطیه بین بنده و پروردگار

17
  • گرچه سیه‌روی شدم، غلام تو هستم***خواجه مگر بنده سیاه ندارد
  • آدم واقعا می‌بیند اینها چقدر اهل واقع بودند، چقدر اهل واقع بودند، خواجه مگر بنده سیاه ندارد. ما هم همین است زبان حالمان دیگر، ما هم به خدا زبان حالمان این است، خب ما را گناهکار اینطوری خلق کردی خب خیلی خب باشد خودت هم بپذیر دیگر، مگر حتما باید بنده‌هایت مثل امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام و امام سجاد علیه السلام باشند؟ خب یکی هم ما! یکی هم مثل ما، بالاخره ما را از حکومت خودت که نمی‌توانی جای دیگری ببری، کجا می‌توانی؟ یک کاری که خدا هم نمی‌تواند بکند این است که ما را از حکومت خودش جدا کند، این کاری است که من قسم می‌خورم، قسم حضرت ابوالفضل، قسم...، این کار از عهدۀ خدا برنمی‌آید، هر کاری برمی‌آید [اما این کار برنمی‌آید] که ما را از تحت حکومت خودش بیرون بیندازد، کجا می‌تواند بیندازد؟ 

  • ما را از تحت ولایت خودش خدا خارج کند، خارج کردن یعنی عدم، آن وقت دیگر ما نیستیم، بله می‌تواند ما را عدم کند، عدم بله درست است، ولی در عین اینکه ما وجود داشته باشیم، در عین اینکه ما حرکت داشته باشیم، در عین این که ما بخواهیم زندگی کنیم، در عین حال از تحت حکومت خدا برویم بیرون، امکان ندارد، این از ممتنعات است، خدا بخواهد هم نمی‌تواند، حتی بخواهد هم نمی‌تواند. 

  • لذا ما بیخ ریشش گرفتار هستیم، بخواهیم نخواهیم به خدا می‌گوییم خدایا این یک کار ازت نمی‌آید، هر کاری ازت بیاید، چاره نداری، حالا که ما را این دنیا آوردی، حالا که قلم وجود بر این ماهیت نهادی، حالا که ما را از این کتم عدم به عرصۀ وجود، به منصۀ ظهور رساندی پس حالا باید گناهان ما را هم خودت قبول کنی دیگر، خودت خطاهای ما را باید ببخشی، خودت باید...، چون بالاخره ما را اینجور خلق کردی، ما بالاخره فهمیدیم، فهمیدیم یک خبرهایی است، فهمیدیم یک مسائلی هست، خودت باید بپذیری.