اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت ربطیه بین بنده و پروردگار

14459
سال 1434
نسخه عربی

حقیقت ربطیه بین بنده و پروردگار

16
  • اَنانیت و استکبار [را] خدا خوشش نمی‌آید، جلوی حق ایستادن! وای وای، جلوی حق ایستادن، ظلم، مطلبی را که انسان می‌فهمد چشم بپوشاند خودش را بزند به آن راه، اینها چیزهایی است که نه، اینجاها را خدا نمی‌گذرد، ولی گناه، فلان و این چیزها، لغزش‌ها، خطاها، آدم یک وقتی یک جایی یک دروغ می‌گوید مثلا به خاطر مصلحت، خیال می‌کند یک جا فرض کنید که یک...، شیطان است می‌آید آدم را گول می‌زند، دیگر به انحاء وسائل، اینها چیزهایی است که خدا می‌بخشد.

  • اگر اینطور است امام سجاد علیه السلام می‌فرماید راه مشکل نیست، کلیدش دست من است، حلش دست من است، این قضیه دو طرف دارد، یکی خطای ما که ما یک موجودی هستیم جایز الخطا، خدا خودش درست کرده، مال بد بیخ ریش صاحبش، می‌خواست خدا ما را معصوم درست بکند، امام زمان علیه السلام معصوم است، امام زمان، خب آقا ما کجا و آنها کجا؟ حالا که ما را اینطور درست کردی پس مال بد بیخ ریش صاحبش، باید یک جوری کنار بیایی دیگر با ما، یک جور دیگر با ما رفیق بشوی، بالاخره ما بنده‌های خودت هستیم.

  • خدا رحمت کند مرحوم کمپانی رضوان اللَه علیه را، کجا مثل اینها دیگر پیدا می‌شود، ناخن اینها هم پیدا نمی‌شود، ناخن‌شان پیدا نمی‌شود، مرحوم آقا شیخ محمد حسین کمپانی غروی اصفهانی هر روز می‌آمد، نجف بود دیگر، می‌آمد ذکر یونسیه می‌گفت در حرم امیر المومنین، می‌رفت در سجده چهارصد دفعه، بیشتر و کمتر، یک ساعت دو ساعت همینطوری در سجده، برایش حرف درآوردند! درویش شده و صوفی شده دارد ذکر می‌گوید، گفت بابا اگر درویش شدن به سجده کردن است پس موسی ابن جعفر علیه السلام که از همۀ صوفی‌ها صوفی‌تر بوده، صبح سر به سجده می‌گذاشت و ظهر و عصر، آن چیزتر، ما کجا!

  • ببینید! حرف همیشه هست، حرف و نقل همیشه هست، آدم گوشش بدهکار این حرفها نباید باشد، شر و ور زیاد است، شر و ور زیاد است! آدم باید کار خودش را بکند، مرحوم آقا شیخ محمد حسین داشت چیز می‌کرد، امام حسین علیه السلام در مکاشفه آمدند گفتند که بلند شو برو سجده‌ات را در خانه‌ات بکن اینقدر پشت سرت نگویند!! بلند شو برو در خانه‌ات، بلند شد بیچاره می‌رفت در منزلش، بلند شو بیا اینجا یک زیارت بکن و برو سجده‌هایت را برو در خانه، دیگر می‌رفت در خانه سجده‌های ذکرهای یونسیه و این چیزهایش را می‌رفت، هر روز می‌آمد کنار حرم امیرالمومنین علیه السلام یا اینکه وارد حرم می‌شد یا از همان صحن که می‌خواست برود درس این شعر را می‌خواند و می‌رفت،