اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت ربطیه بین بنده و پروردگار

14459
سال 1434
نسخه عربی

حقیقت ربطیه بین بنده و پروردگار

14
  • ابن سینا و فارابی را که نمی‌آیند وزیر کنند، معلوم است اینها، والا آدم جواب سلام اینها را زورش می‌آید، چند تا از آقایان وزرا هم بله در مجلس تشریف دارند! خب این آدم، این با این حرفش یعنی چی؟ یعنی با آمدن آنجا دارد کسب وجهه می‌کند، این آدم سر تا قیافه‌اش دوزار نمی‌ارزد، فلانی آمد در خانۀ ما، بله! نمی‌دانم فلان آقا آمد بله! از تشکیلات ما یک دیدنی کرد و اینها، آدمی که دنبال حق می‌رود دنبال این حرفها نمی‌گردد که کی آمد و کی رفت.

  • آدمی که دارد دنبال خدا می‌رود دنبال این‌گونه مسائل نمی‌گردد، این برای آدمی است که در دستش چیزی نیست، خالی است صفر است صفر، هی به اینجا چنگ می‌اندازد و به آنجا چنگ می‌اندازد، به اینجا، هی از اینجا کسب آبرو کند و از آنجا. 

  • وقتی که به آقای حداد، آن شخص می‌گوید آقا شنیدم آقا سید محمدحسین ـ مرحوم آقا دیگر، همان قضایایی که ایشان در روح مجرد هم نوشتند ـ آقا سید محمدحسین با اینها رفیق است، الان اینها که فاصله گرفتند، آقا سید محمدحسین نکند تحت تاثیر این القائات واقع بشود، گفتند شد که شد! آقا سید محمدحسین کوه است، او که کوه است و فلان است، بعد هم خیلی خب حالا قرار گرفت که قرار گرفت، خب چیزی عوض نشده، ما در ما چیزی تغییر نکرده، ما درِمان سستی ایجاد نشده، ما آن وزانت و استحکام و اتقانی که داریم سر جایش هست، ما خدا را داریم، آقا سید محمدحسین هم رفت رفت! این می‌شود مکتب حق، این می‌شود یک چیزی، این را می‌شود رویش حساب کرد.

  • هر کسی بیاید، هر کسی برود، نشسته در مقام عزّ خود، مستغرق است دائما او پادشاه...، این حقیقت ظهور همان عزت و منائت و مرتبت کبریائی و بهاء حق است، این ظهورِ همان است، این تجلیِ همان است، این مظهرِ همان است، این مکتب، مکتبی است که یک همچنین وضعیت، یک همچنین موقعیت را نشان می‌دهد، اینها نیاز به عکسبرداری ندارد، نیاز به فیلم و فیلمبرداری ندارد، نیاز به سایت و فلان و این پخش و این چیزها و بالا و پایین کردن ندارد، شد شد نشد نشد، نیاز به این حرفها ندارد و این مطالب نمی‌آید فکر را بگیرد و کارها و تفکرات را تحت الشعاع خودش قرار بدهد، تحت الشعاع قرار بدهد که اگر یک روز دوربین نبود نه دیگر دوربین نیست دیگر، مجلس هم نیست دیگر، هر وقت دوربین پیدا شد، پخش شد، همۀ دنیا دیدند، آن موقع ما می‌آئیم حرف می‌زنیم!! پس تو برای دوربین داری حرف می‌زنی، همان دوربین که چراغش قرمز است، این چراغش قرمز می‌شود نیش تو هم می‌آید یک خرده، هر وقت آن چراغ خاموش شد آقا چرا چراغ خاموش شده؟ تو هم همه حرفهایت یادت می‌رود، همه مسائل یادت می‌رود.