لزوم قدرشناسی نسبت به ودیعۀ الهی در نفس انسان
8خب این آدمی كه فساد میكند چرا ما به او سجده كنیم؟ قضیه چه میشود؟ خدایا تو به ما بگویی ما اطاعت میكنیم. ما مثل شیطان نیستیم كه تمرّد كنیم و بگوییم أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ1 یك فرد به خدا بگوید كه تو مرا از آتش كه یك خلقت برتر و لطیفتر و سوزنده است خلق كردی و او از خاك سیاه كه گل است و سفت است آفریدی. طبعا آتش یك خلقت برتری است از نقطه نظر ماده و متریال. چطور من بیایم نسبت به این سجده كنم؟ چطور من بیایم یك همچنین كاری انجام بدهم؟ خب او نكرد.
ملائكه آمدند این كار را انجام دادند ولی در دلشان بالأخره این شبهه هست كه چطور یك همچنین آدمی كه فساد میكند، ما باید به او سجده كنیم؟ خب جای ایراد هم هست. خب حالا اگر ملائكه اطّلاع داشتند بر این ودیعه الهی، كه همان مقام جامعیت اسماء الهی است با حفظ نزول این اسماء از ذات پروردگار كه به واسطه این، مستحقِ خلعت خلیفةاللَهی است، آیا اعتراض آنها دیگر معنا داشت؟! دیگر معنا ندارد. پس معلوم است ملائكه خبر ندارند. نمیدانند.
اگر ملائكه میدانستند خدا در این آدم چه گذاشته است؟ غیر از همین جنبه ظاهری و چشم و بینی و گوش و سر و دست و پا، یك چیز دیگر هست، و اینها مربوط به همین عالم فساد و بزن و بكوب و دعوا و مرافعه و آنچه كه مربوط به ظاهر و خصوصیات و نفسانیات است چون ماده كه از خودش به تنهایی اراده ندارد و در تحت تسخیر قوای باطن هست حالا اگر این ملائكه اطّلاع داشتند كه آن مقام خلیفةاللَهی كه بالاتر از مقام علم است ...
چون خود جبرئیل دارای مقام علم است. تمام علومی كه به انبیاء آمده به واسطه حضرت جبرائیل بوده است. تمام ارزاقی كه به خلائق میآید به واسطه حضرت اسرافیل است و امثال ذلك. تمام مرگ و میرها و تغییر و تحوّلاتی كه در عالم وجود به طور كلّی اتّفاق میافتد در تحت سیطره و اشراف حضرت عزرائیل است. یعنی بالاترین ملكی كه دارای مقام علمیت است، مقام قدرت است، مقام قهّاریت است، مقام جلال است، مقام جمال است، تمام اینها در حضرات ملائكه مقرّب منطوی است. چه چیزی آنها كم دارند از بشر كه به واسطه آن كمبود است كه خداوند امر به سجده میكند؟ دیگر شما از علم خدا چه میخواهید؟ علم تمام كن فیكون عالَم به واسطه جبرائیل است. هر مخترعی كه اختراع میكند جبرائیل در او دمیده است. هر مكتشفی كه اكتشاف میكند جبرائیل بر او كشف كرده. هر ریاضیدانی كه مسائل ریاضی و هندسی را حل میكند، تمام به واسطه اتّصال نفس او با نفس جبرائیل است و الّا یك الف را نمیداند، یك به اضافه یك را نمیتواند بنویسد! مینویسد پنج!
- سوره الاعراف (٧) آيه ١٢

