لزوم قدرشناسی نسبت به ودیعۀ الهی در نفس انسان
19حالا امام سجاد علیهالسلام در این فقرات دارند این را میفرمایند: به غیر از ذات خدا مبادا تنازل كنی در دعاهایت، در خواست خودت، در دعایی كه داری به خدا میكنی، در طلبی كه داری میكنی، در درخواستی كه داری میكنی، در تقاضایی كه داری میكنی، قدر خودت را بدان! تو یك همچنین آدمی هستی! به جای برلیان، خَزَف و خرمُهره تحویل نگیری! این دنیا خرمهره است، نگاه كنید! چقدر خرمهره. یا خر و مهره، یا خرمهره! بالاخره خر تویش هست! بدون خر نمیشود! زندگی نمیگذرد!.
این دنیا از اول تا آخرش خرمهره است، خزف و گِل و منجلاب و اینهاست. بیا قدر خودت را بدان، قدر خودت را بدان. تمام صحبت عرفاء همین بود كه ای بشر بیا قدر خودت را بدان؛ وقتی قدر خودت را دانستی خودت یك تكانی میخوری. ولی قدر خودت را نمیدانی. چون به تو نگفتهاند، آگاهت نكردهاند، مطلب را جور دیگری به تو گفتهاند، در همین دنیا گیرت انداختهاند، با همین مسائل درگیرت كردهاند با همین مسائل این برو و آن بیا و این میرود و آن میآید و این استعفا میدهد و آن میآید سرجایش، سرت را گرم كردهاند. سرت را گرم كردهاند، خودت را بیاور بیرون، بدانی چه داری از دست میدهی، بدان روزها دارد از دست میرود، شنبه رفت و یكشنبه آمد، این هفته رفت و هفته دیگر ... بالاخره كِی؟ بالاخره كِی؟ عمر دارد همینطور میگذرد.
عرفاء آمدند این را بگویند. امام سجاد در این چند فقره كلّ حقیقت عرفان را دارد بیان میكند كه خدا در تو آن مقام ذات خودش را به ودیعه گذاشته است، به خاطر همین به ملائكه گفته به تو سجده كنند، و الّا كار خدا كه عبث نیست! بیجهت بیاید بگوید سجده كنید به آدم!، چون دلم میخواهد!.
این حرف شد؟ خب به دیوار سجده كنید چون دلم میخواهد! اگر دل به خواهی است به دیوار سجده كنید! به چدن سجده كنید، به این لیوان سجده كنید.

