فرق اسلام واقعی و اسلام ظاهری
7و اگر امام بیاید پایش را این وسط بگذارد، میشود اسلام به اضافه بینهایت، در بینهایتِ خود امام. در بینهایتِ خود ولایت، چون ولایت بینهایت است، چون خدا بینهایت است. ولایت امام علیهالسلام یعنی ولایتاللَه و ولایتاللَه که محدود نیست. ولایت خدا همان حیثیت توحید است که لامتناهی است، آن حیثیت توحید در وجود امام علیهالسلام متبلور است. امام بدون ولایت، صفر است! میشود ابوحنیفه! امام با ولایت میشود امام صادق! امام بدون ولایت میشود مالک حنبل! امامِ با ولایت میشود امام باقر، میشود امام کاظم، میشود امام رضا. این میشود اسلام با ولایت، این میشود امام با ولایت.
پس این حرف که امام خودش را فدای اسلام میکند، معنا ندارد. اسلام حقیقتش به وجود امام علیهالسلام است. و اینکه ما میبینیم سیدالشّهداء آمد خود را فدا کرد، بَذَلَ مُهجَتَهُ فِیک لِیسْتَنْقِذَ عِبادَک مِنَ الجَهالَةِ وَ حِیرَةِ الضَّلالَة1 خونش را در راه تو داد تا بندگان را از پرستش بتهای زمانه و طاغوتهای زمانه نجات دهد، این فدا، فدای برای باطنِ ولایت است. یعنی امام ظاهر خودش را فدای باطن خودش میکند که بماند. باطنش چیست؟ آن حقیقت ولایت است.
امام حسین علیهالسلام خود را فدای چه کرد؟ فدای این که یک اسلامی بماند که یزید حاکمش بشود؟ خب این که بود! خب این که از اوّل هم بود! نیاز نداشت که با آن حال از مدینه بیاید: فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ2
از مدینه بیاید بیرون، برای چه؟ برای اینکه این اسلام بماند. خب اگر قرار بود که اسلام اسلام معاویه و اسلام یزید باشد، پس چرا امام آمدند در مقابل آنها قیام کردند؟ چرا امام حسن آمد در مقابلِ معاویه؟ خب اینها هم اسلام داشتند دیگر! مگر اسلام نبود؟ مگر معاویه نماز نمیخواند؟ خب میخواند، نماز میخواند، حجّ بهجا میآورد، زکات میداد، خمس میداد از جیب مردم! نماز جمعه میخواند، بالای منبر میرفت، کشورگشایی میکرد، در زمان معاویه، لشکر معاویه تا ترکیه و قسمت بالا و شمال اروپایی ترکیه رسید. به فرماندهی ظاهرا خودِ یزید هم بود، در آن قسمت اروپایی از دهانه بسفر عبور کردند و آن قسمت اروپایی را تا مقداری جلو آمدند و گرفتند.
- بحارالانوار؛ ج ٩٨، ص ٣٣١، زيارت اربعين
- سوره القصص (٢٨) آيه ٢١.

