فرق اسلام واقعی و اسلام ظاهری
5یک طرز فکر وجود دارد، یک نحوه نگرش وجود دارد، یک نحوه. به جای حی علی خیرالعمل، خب از آنطرف ماشاءاللَه سواد که ... ابنسینا را در این جیبش میگذارد، افلاطون را هم در آن جیبش میگذارد ... سواد نگو ... چه بگوییم؟ به جای حی علی خیر العمل، حالا میآییم جمله را عوض کنیم، میگوید «الصلوة خیر من النّوم»! از خوابیدن بهتر است! بیا! ماشاءاللَه! ماشاءاللَه! ای بنازم به این همه عقل و به این همه نبوغ و این همه نوآوری! نوآوری!
نماز از خوابیدن بهتر است! ماشاءاللَه! این هم از عبارات و افاضات ایشان. خلاصه سی و چند مورد من یک دفعه میشمردم این عمر آمده بود و احکام را عوض کرده بود.
و بعضیها هم امروزه میبینم بر همان خط و مشی حرکت میکنند و همان راه را دارند طی میکنند، از همین سخنرانان و اینها، همینهایی که خلاصه دو ریال سواد در جیبشان نیست، اینها میآیند در احکام و در مبانی و اعتقادات اظهارنظر میکنند. یک وقت داشتم یک سخنرانی را گوش میدادم واقعا تعجّب کردم که اصلا چطور به اینها اجازه میدهند بیایند جلوی مردم صحبت کنند؟ چرا باید به این افراد اجازه [صحبت با مردم] داده شود؟ هرکسی بلند میشود دو کلمه سرهم میکند و دو جمله پشت سر هم میگوید، یکی دو ساعت سر مردم را با این عبارات و با این مطالب گرم میکند، به او یک میکروفون میدهند بلند شو بیا حرف بزن!
امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند: اگر عمر متعه را حرام نمیکرد هیچکس جز منافق و معاند زنا نمیکرد. حضرت این را میگویند، آقا میآید میگوید: عمر مصلحت دید متعه را حرام کرده ...! آخر به تو چه میگویند؟! در مملکت شیعه سخنرانی میکند، در پایتخت مملکت شیعه از عمر دفاع میکند!
خب خیلی هم عجیب نیست!!.
علی کلّ حال، این طرز تفکری است که یک شخص نسبت به این اسلام دارد، این اسلام یک اسلام ظاهری جنجالی در بوق و کرنایی با سر و صدایی پرحجم است، این میشود اسلام.

