فرق اسلام واقعی و اسلام ظاهری
4آدم نرسد به اینجا، و الّا در دلش حالا به زبان هم نیاورد میگوید من از خدا بهتر میفهمم! داریم میگوییم دیگر!
این مسئله از یک طرف و از یک طرف هم شما نگاه کنید، میبینید پیغمبر در اذان، در اقامه، در هر دو، هم در اذان و هم در اقامه، حی علی خیر العمل، خب در نزد پیغمبر در نزد رسولاللَه جمله حی علی خیر العمل دلالت بر چه میکند؟ دلالت بر این میکند که نماز بالاترین و مهمترین اصل از اصول اصول نه به معنای مقابل فروع دین؛ بمعنای حکم، حکمِ اساسی است که از جانب خدا برای بندگان نازل شده است. این بالاترین اصل است. درست؟ امروزه ما در خودمان اگر نگاه کنیم، به تمام چیزها اهمیت میدهیم به غیر از نماز، به هرچیزی. به نماز که میرسیم: حالا ولش کن! حالا وقت داریم! حالا بگذار فلان ... حالا نخواندی قضایش را به جا میآوری.
ببینید! در حالتی که به تمام کارهایمان، به تمام ارتباطهایمان، به تمام ملاقاتهایمان، به تمام مسائلمان، به تمام کارها و تمام اموری که در روز باید انجام بدهیم، اموری که در شب باید انجام بدهیم، مسائلی که در بیست و چهار ساعت، چه مسائل اجتماعی چه مسائل شخصی، با آنها در ارتباط هستیم، برای همه آنها وقت میگذاریم، در آن گوشه گوشه دلمان، یک نمازی آنجا، یک جایی گرفته! تازه اگر بخوانیم! در حالی که در اذان پنج بار در بیست و چهار ساعت داریم میگوییم: حی علی خیر العمل، حی علی خیر العمل! پنج بار در اقامه باید بگوییم: حی علی خیرالعمل، حی علی خیر العمل! بشتاب به سوی بهترینِ کارها، بهترینِ حکمها، بهترینِ قوانین و بهترین موضوعی که خدا برای انسان، برای یک مکلّف، برای تقرّب به خودش نازل کرده.
خب حالا ایشان از همانجایی که به همه چیز اهتمام دارد غیر از این قضیه، میگوید: خب اگر ما بخواهیم این حرف را بزنیم مردم دیگر نمیروند جنگ کنند، کشورگشایی کنند، اسلام پخش نمیشود ... ببینید! «پخش باید بشود»، مدام «باید توسعه پیدا کند»، «بزرگ بشود»، «عظیم بشود»! هی در سرش چیست؟ دائماً توسعه است، دائماً انتشار است، دائماً اضافه کردن است، دائماً افزودن است. هیچوقت نمیآید به خودش نگاه کند: تو چقدر اضافه شدی؟ خدا دارد میگوید قبل از اینکه به افزودن و اضافه کردن و کشورگشایی و لشکرگشایی و مردم را دعوت کردن برسی، بدبخت! اوّل برو سراغ خودت. مگر تو را در قبر مردم دفن میکنند و مردم را در قبر تو؟ اوّل برو سراغ خودت، خودت را درست بکن، آنوقت اگر تکلیف داشتی، کشور گشایی کن و به اسلام بیافزا، اگر نه، نه! مینشینی سر جایت. اگر تکلیف نداشتی مینشینی سر جایت. از خود غافل شدن و به ظهورات خارجی پرداختن، از خود غافل شدن و به توسعه و کشورگشایی پرداختن، این همان اسلامی است که ما داریم! ما! ما! خودمان! این همان است! هیچ فرقی نکرده. آن هزار و چهار صد سال قبل بوده و ما هم داریم الآن میگوییم، هیچ تفاوتی نمیکند.

