فرق اسلام واقعی و اسلام ظاهری
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آل بیته الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
عَظُمَ یا سَیدِى أَمَلِى وَ ساءَ عَمَلى فَأعْطِنِى مِن عَفْوِک بِمِقدَارِ أَمَلِى وَ لا تُؤاخِذْنِى بِأَسْوَءِ عَمَلِى؛ فَإنَّ کرَمَک یجِلّ عَنْ مُجازاتِ الْمُذنِبین وَ حِلْمَک یکبُرُ عَنْ مُکافاتِ المُقَصِّرین.1
در شبهای گذشته خدمت رفقا عرض شد که آن هدف متعالی و پاک و زلال و منزّه از هر شین و رین و ناپاکی و ناخالصی که عبارت است از مقام ذات پروردگار و رسیدن به حریم قدس پروردگار، با عمل ناصالح و ناشایست حاصل نمیشود و راهی که باید طی بشود، با عمل خلاف انجام نمیشود. و هرکسی گمان میکند که به یک هدف، به هر مقدّمه و هر وسیلهای میتوان رسید، در عالم توهّمات و تخیلات است و اصلا فهمی از هدف و مقصد و غایت برای او حاصل نشده است. نفس همین گفتار، حکایت از عدم فهم مقصد و هدف است.
آن کسی که میگوید میتوانیم به حقیقت اسلام، و واقعیت اسلام با مقدِّمه خلاف برسیم، اسلام را نفهمیده است، اسلامی را که پیغمبر و ائمّه آوردهاند، نفهمیده است. او یک ظاهری از اسلام در ذهن دارد، یک پوستهای از اسلام و مبانی اسلام را دارد، همانطوری که عمَر هم همینطور بود. عمر نسبت به اسلام نه اینکه اعتقاد نداشت، اعتقاد او مخصوص خودش بود: اسلامی که جلوی پیغمبر هم بایستد، اشکال ندارد، اسلامی که جلوی رضای الهی هم قرار بگیرد، چه عیب دارد؟ اسلامی که با احکام جدید و مندرآوردی او وفق بدهد، اشکال ندارد.
لذا میبینیم در صحبتهایش میگفت: أنا زمیل محمّد! من همتراز با محمّد هستم! زمیل یعنی همتراز: او یک نفر، من هم یک نفر. او یک تشخیصی دارد، من هم یک تشخیصی دارم و تشخیص من در این زمان قطعا بر تشخیص او برتر است، لذا میبینیم احکام را عوض میکند. حتّی در زمان ابیبکر هم احکام عوض نشده بود، ولی وقتی که ایشان به خلافت رسید، شروع به عوض کردن احکام کرد، حجّ تمتع را برداشت، متعه نساء را برداشت، دستها به روی شکم در موقع نماز را تأسیس کرد و ... یک وقت من در یک جایی نگاه میکردم، سی و چند مورد ایشان احکام را عوض کرده است. نماز تراویح که باید به فرادی خوانده بشود [تغییر به جماعت داد]؛ چون نماز مستحب است و ما نماز مستحب جماعت نداریم! فقط دو نماز عید فطر و عید قربان است که به جماعت میشود خواند، آن هم در زمان غیبت. ولی در زمان ظهور این دو نماز واجب میشود. بقیه نمازهای مستحبی را باید به فرادی خواند.
- فقرهاى از دعاى ابوحمزه ثمالى امام سجاد عليه السلام

