فرق اسلام واقعی و اسلام ظاهری
12همیشه اینطور بودند. یعنی مکتب این است. میدانید چه میخواهم عرض کنم؟! بخواهید و نخواهید این است، اصلا راه این است. حالا فعلا نگو وقتش نیست، حالا فعلا هوای این شخص را داشته باشیم، حالا فعلا این را مسامحه کنیم، حالا فعلا ... حالا فعلا ... در کارشان نبود؛ اگر اینگونه نبودند که ما هم نبودیم! هزار نفر بودند، خب چرا ما باید اینجا باشیم؟ هزار نفر اینطرف، آنطرف با مسائل مختلف با استعدادهای مختلف با امکانات مختلف ... چرا باید اینجا بمانیم؟ چون ما این قضیه را مشاهده میکردیم، ما این مسئله را مشاهده میکردیم.
در این روح مجرّد شما نگاه کنید میبینید آن افرادی که مخالف با این مسیر بودند، همینهایی که این بلوا را درست کردند، مدّتی بعد از مرحوم آقای انصاری رضوان اللَه علیه روششان چه بوده است؟ در مقابل آقای حدّاد چه میگفتند؟ چرا عرضه نداشتید جلوی ایشان حرف بزنید؟ چرا؟ چرا عرضه نداشتید؟ چرا یواش میرفتید این شخص را میدیدید، آن شخص را میدیدید، سوسه میآمدید. چرا نمیآمدید صاف بگویید؟ کف دستتان میگذاشت؟ چرا میآمدید دروغ میگفتید، به این سید دروغ میبستید؟ چرا؟ چرا میگفتید این سید سر قبر ابوحنیفه رفته؟ آقای حدّاد میگفتند: من اصلا نمیدانم ابوحنیفه در کدام خیابان دفن است! به من میگویند: سر قبر ابوحنیفه رفته است!
چرا میگویید این آدم ضدّ ولایت است؟ چرا میگویید این فرد مخالف امام زمان است؟ ذکر ایشان هر مرتبه که میخواستند بلند بشوند یا صاحبالزمان بود! خب این را که ما میشنیدیم!
ببینید چه منطقی میتواند در اینجا راه داشته باشد برای رسیدن به مقصد؟ منطق دروغ! برای اینکه تو به مقصد برسی، به هدفت که افراد را از دور این سید پراکنده کنی، متشتّت کنی و دور خودت جمع کنی، با حرفهای راست شد شد، نشد، با حرفهای دروغ. شد، با مطالبی که قابل شهود است، نشد، با خدعه و نیرنگ و با مکر و فریب و اتّهام. با هر چه شد، پلّه پلّه. پلّه اوّل را میگذاریم بر مسائلی که هست، اگر پیدا نکردیم و مسائلی که هست به ضررمان است، پلّه دوم را میگذاریم بر آن چیزهایی که نیست. اشکال ندارد، منظور این است که به هدف برسیم.

