اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فرق اسلام واقعی و اسلام ظاهری

14383
سال 1434

فرق اسلام واقعی و اسلام ظاهری

11
  • این علی می‌گوید: این اسلام اسلام من است. این حکومت اسلامی حکومت من است. نظام اسلامی ... نظامی که تمام دنیا مسلمان بشوند که سهل است. آسمان و قمر و منظومه شمسی و کهکشان راه شیری و راه پنیر و راه ماست و هر راهی که در آسمان می‌خواهید ... همه اینها مسلمان، همه اینها در تحت حکومت سلام، پرچم توحید در سراسر دنیا و منظومه شمسی به اهتزاز دربیاید، چپ و راست این‌طوری باد بخورد، همه اینها باشد که یک جو در قبالش از دهان مورچه به ناحق من در بیاورم، این اسلام را من نخواستم! این منطق، منطقِ علی است! این منطق است.

  • خب، حالا ما با این منطق چقدر فاصله داریم؟ نزدیک است! اصلا چسبیده‌ایم! فاصله که نداریم هیچ، چسبیده‌ایم ...

  • چقدر فاصله داریم؟ منطق علی منطقی است که می‌گوید جنگ صفین را به خاطر ضربه نزدن به عمروعاص حاضرم به شکست خودم تمام کنم، این منطق منطق علی است. چقدر ما با این منطق فاصله داریم و چقدر نزدیک هستیم؟ حالا در این منطق دروغ می‌گنجد؟ هان؟ خدعه و کلک می‌گنجد؟ دزدی می‌گنجد؟ تقلّب می‌گنجد؟ ناروایی می‌گنجد؟ ظلم می‌گنجد یا نه؟ در این منطق نمی‌گنجد.

  • مردم فطرتشان به این منطق حرکت می‌کند. این که می‌بینید خیلی مسائل عوض شده به خاطر این است. تصوّر بنده اوّل این است، تصوّر خودم را دارم می‌گویم که یک اسلامِ مانند علی با این کیفیت، با این وضعیت، به دنبال می‌رویم. یک دفعه آدم می‌بیند که ا ا ا ا عجب عجب عجب عجب! فردا عجب، پس‌فردا عجب، یک سال عجب، سال دوم عجب ... این که همه‌اش شد عجب! مرتّب عجب، مرتّب عجب، مرتّب عجب‌تر و أعجب! عجب‌تر و أعجب، چه می‌شود؟ بی خیال می‌شود! خداحافظ.

  • لذا راه خدا راه صدق است. در این جریاناتی که مرحوم آقا رضوان اللَه علیه در کتاب روح مجردشان آورده‌اند، اگر دقّت کنید می‌بینید ایشان روی این قضیه خیلی تأکید کرده‌اند، بنده خودم تا آنجایی که با بزرگان ارتباط داشتم، و از نزدیک آنها را می‌دیدم، و رفتارشان را زیر نظر داشتم با همان سنّ کم خودم یک مورد ندیدم که اینها مثل مرحوم آقای حدّاد، مرحوم آقا رضوان اللَه علیه از آن حالت صافی و شفّافی، و پاک بودن و صفا و بی‌غلّ و غشّی، یک لحظه بخواهند تغییر و تبدیل پیدا بشود، تحوّلی پیدا بشود، تنازل کنند به این‌طرف و آن‌طرف ....