عدم توجیه وسیله بهواسطۀ هدف
16خدا میگوید: مشیت من این است و من هرچه را تقدیر میکنم باید انجام بدهی. تو نباید بمانی، چرا بمانی؟ اگر قرار بر معارضه با دشمن است، تو هم یکی! بسم اللَه! و شاید رسول خدا هم میرفت و در جنگ احد هم شهید میشد! بشود!
چه کسی پیغمبر را به پیغمبری رساند؟ و او را عَلم اسلام قرار داد؟ غیر از خدا مگر کس دیگری بود؟! حالا خدا میخواهد همین پیغمبر شهید بشود. چه اشکالی دارد؟ مگر امام حسین شهید نشد؟ دین از بین رفت؟! تمام شد؟! نه! نه تنها از بین نرفت، بلکه خیلی بهتر و بهتر هم شد. تمام ائمه ما شهید شدند، حالا یا به سم شهید شدند یا در میدان کارزار و با شمشیر و مسائل ظاهری و قتّاله به شهادت رسیدند. خودِ پیغمبر را هم شهید کردند، خود پیغمبر را هم آن دو تا سم دادند: واللَه لقد سمّتاه1، یعنی عائشه و حفصه سمّتاه، روایت از امام صادق علیه السلام است در بحارالانوار آمده است.
این روش پیغمبر همان روش امیرالمؤمنین است و روش امیرالمؤمنین هم همین است. اگر قرار است باید هر دو بروند جلو. این نباید بگوید: نه، من یک وظیفه دارم تو یک وظیفه دیگر داری! چرا؟! مقابله با دشمن خدا اگر وظیفه است، وظیفه همه است. وظیفه همه است!
روی این مسئله باید فکر بشود، روی این قضیه باید فکر بشود که چطور این هدف و آنچه که ما تصوّر میکنیم، غیر از آن هدفی است که اولیاء خدا، عرفاء باللَه، آنهایی که از مشیت و تقدیر اطّلاع دارند، آنهایی که میدانند چه خبر است، آنهایی که: سلونی قبلَ أن تفقدونی2 دارند، آنهایی که میگویند: تمام مسائل از هرچه که میپرسید پاسخش را بشنوید، آنها اطلاع دارند، منتها خب به زبان نمیآورند، حرف نمیزنند، آن یک مطلب دیگر است، صحبت نمیکنند. بنده بارها گفتهام خدمت رفقا:
آنهایی که از زمان ظهور خبر دارند که حرف نمیزنند، آنهایی هم که خبر ندارند، که خب دیگر إلیماشاءاللَه دارید میبینید هرکس در این وسط ... فعلا امام زمان هم چه بگوید؟ از امام زمان مظلومتر؟ حالا مرتب بگویید: فردا ظاهر میشود، پس فردا ظهور میکند ...
- بحارالانوار، ج ٢٢، ص ٥١٦ و ج ٢٨، ص ٢١
- بحارالأنوار، ج ١٠، ص ١٢٦

