اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عدم توجیه وسیله به‌واسطۀ هدف

14286
سال 1434

عدم توجیه وسیله به‌واسطۀ هدف

10
  • ولی مأمون یک پدرسوخته سیاست‌مدارِ تا حدودی درس‌خوانده و از مسائل مطّلع بود و صد برابر یزید بود که توانست جریان را برگرداند به یک نحوه‌ای کار کند که راحت امام را بیاورد از آنجا و سر به نیست کند و بعد هم خودش بیاید گریه و زاری و سیاه‌پوش کند و لشکر را چه کند و بیاید در مدینه و بعد هم مشغول قلع و قمع بشود! قلع و قمع نسبت به بنی‌هاشم و افرادی که در آنجا بودند، بدون اینکه سر و صدایی بشود، بدون اینکه جریانی به وجود بیاید؛ این کاری بود که مأمون کرد با سیاست و با شیطنت و با قساوت.

  • آن‌وقت ما می‌بینیم که آقایان می‌آیند می‌گویند که هارون و مأمون، آن اختلاف‌شان با ائمّه را ما باید کناری بگذاریم، خیلی کاری نداشته باشیم، ما نگاه به این مسائل کنیم، نگاه به عدل‌های اینها، نگاه به کشورداری اینها و امثال ذلک باید بکنیم!

  • آدم چقدر باید پرت باشد؟! چقدر از مرحله پرت باشد؟! بابا اگر می‌خواستی حرف بزنی اقلا می‌آمدی عمربن‌عبدالعزیز را مثال می‌زدی! حالا او یک چیزی! مثل اینکه در جلد سوم اسرار راجع به عمربن‌عبدالعزیز مطالبی عرض کرده‌ایم.

  • می‌آمدی راجع به عمربن‌عبدالعزیز صحبت می‌کردی، نه اینکه دست بگذاری روی بدترین خلفا! هارون بی‌پدر و مادری که این‌همه جنایت انجام داد. که در یک شب شصت علوی را گردن زد و در چاه انداخت!

  • آقایی که می‌آیی این حرف را می‌زنی! اینها را خوانده‌ای یا نخوانده‌ای؟ خب یک مقدار تاریخ را بخوان!

  • آنهایی که اطلاع ندارند با این حرف‌ها گمراه می‌شوند. خیلی جای تعجب است که یک عالم شیعه چطور می‌آید این طرّحات و مزخرفات را می‌گوید. حالا عمربن‌عبدالعزیز یک چیزی، او گرچه غصب خلافت کرد و خودش اعتراف کرد بر اینکه بعد از مسائل مختلف این حقّ امام سجّاد و امام‌باقر است و خیلی مطالب را برگرداند، فدک را برگرداند. وقتی عمربن‌عبدالعزیز فوت کرد مردم در تشییع جنازه‌اش زار زار گریه می‌کردند. امّا برای یزید و مأمون و معاویه این حرف‌ها و این خبرها نبود.