عدم توجیه وسیله بهواسطۀ هدف
4گفت: شتر تو چه بود؟
گفت: شتر من ماده بود!
گفت: این که نر است!
گفت: رنگش مثل این بود، من کاری به نر و مادگیاش ندارم! رنگ شتر من رنگ همین شتری است که الان دست تو است و این برای من است!
خلاصه قضیه کشیده شد به معاویه، معاویه گفت: بابا این شتر را به او بده، من پولش را میدهم، بیشتر هم میخواهی به تو میدهم. رها کن بگذار غائله تمام بشود، فتنه به پا نکن. فتنه خیلی بد است! فتنه معمولا خوب نیست! واللَه ما که نفهمیدیم فتنه چیست!؟
خلاصه معاویه گفت: بابا این پول را بگیر و شتر را به او بده ...
گفت: بابا این شتر من نر است، این میگوید من شتر ماده گم کردهام ....
گفت: برو به علی بگو با یک لشکری میآیم به جنگت که میان شتر نر و ماده فرق نمیگذارند! تو حالا حساب خودت را بدان که چه کسانی را میخواهم بیاورم به مصاف و به جنگ با تو که بین جمل و ابل فرق نمیگذارند. توجّه کردید؟! این افراد اهل سیاست همینطور هستند.
مغیره آمد به امیرالمؤمنین گفت: فعلا با معاویه کاری نداشته باش، وقتی که پایههای حکومتت ... و ما اگر بودیم میگفتیم: حرف خوبی میزند. الآن اول کار است و آنطرف هم معاویه اوّل زیرک دنیا و و اوّل رِند و اوّل پدرسوخته دنیا بود، خب باید یک خرده حساب کار را آدم داشته باشد! نمیشود که همان اوّل کار ...
حضرت فرمودند: من یک روز نمیتوانم ببینم که حکومت در اختیار من باشد و من به عنوان خلیفه مسلمین بر بلاد اسلامی حاکم باشم و یک همچنین شخصی نماینده از طرف من بر جمعی از مسلمین حکم براند و فرمان براند. من نمیتوانم یک همچنین مسئلهای را ببینم و تحمّل کنم.
خب این مسئله همین قضیه است که میگویند هدف وسیله را توجیه میکند: شما میخواهی به حکومت شام برسی، برای رسیدن به حکومت شام باید بگذاری معاویه فعلا سر جایش باشد. شراب میخورد، بخورد؛ زنا میکند، بکند، تعدّی به مال مردم و به جان مردم و به ناموس مردم میکند، بکند، تمام اینها اشکال ندارد؛ زیرا در راه رسیدن به این هدف مقدّس و هدفِ مبارک که حکومت و خلافتِ اسلام است. دلیل مغیره این بود دیگر.

