عدم توجیه وسیله بهواسطۀ هدف
20کدامیک از اینها برای سرنگونی یزید آمدند کربلا؟! از همین هفتاد و دو نفر، نه آنهایی که شب عاشورا رفتند. آنها نه، آنها هدفشان این بود که بروند یزید را شکست بدهند، ابن زیاد را شکست بدهند، وقتی دیدند این هدف محقّق نمیشود، همان شب همه فرار کردند. حضرت هم گفتند چراغ را خاموش کنید کسی خجالت نکشد. بلند شوید و بروید بابا، بلند شوید بروید بگذارید ما به کارمان برسیم، ما با شما نمیتوانیم به کارمان برسیم. اینجا آشغال زیاد است، این آشغالها باید برود، باید سرند بشود، باید الک بشود، بلند شوید بروید بابا، آنهایی که زن دارند، دنبال زن و بچهشان هستند، دنبال دِه و باغ و جان هستند و جانشان را دوست دارند، بلند شوید بروید و خجالت نکشید و همه هم رفتند! واقعا عجب مردمی بودند. باید از خدا بخواهیم یک وقت ما را به این امتحانات مبتلا نکند! و اگر مبتلا کرد خودش دست ما را بگیرد! نکند جزو آنهایی باشیم که از چراغ خاموش استفاده بکنیم و یواشکی نعلین را بکشیم بیرون از آنجا و برویم! هان؟ همان یک ثانیه آخر تعیین کننده سعادت ابدی و خلاصه خسران ابدی است، همان یک ثانیه، دو ثانیه، همان موقعِ بزنگاه ...
خدایا چنان کن سرانجام کار *** تو خشنود باشی و ما رستگار این هم از مسائل امشب که قرار بود اصلا در موضوع دیگری صحبت کنیم، منتها دیگر ما به این سمت کشیده شدیم! و خب هیچطوریمان هم نیست! ناراحت هم نیستیم. حالا شما رفقا همینطور در حال انتظار هستید، این را هم ما میگذرایم جزو همان برنامه که ما ... امشب داشتم به یکی از دوستان میگفتم: در تمام این شبهایی که ما آمدیم در خدمت رفقا و صحبت کردیم هر شب مطالب اصلا درست غیر از آنچه در سر میپروراندیم پیش آمد، خب خوش آمد!
به هرجا که مطلب کشیده میشود بشود که انشاءاللَه در حول و حوش همین مطالب و مسائل حقائق نورانی و عرفانی باشد؛ این مهم است. مهم این است که انسان بداند، بفهمد، فهمش باز بشود، ادراکش تصحیح بشود، ادراکش تصحیح بشود، و روشش روشِ صحیح و متقن بر طبق رضای الهی باشد.

