اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عدم توجیه وسیله به‌واسطۀ هدف

14286
سال 1434

عدم توجیه وسیله به‌واسطۀ هدف

14
  • ظاهر را نگاه می‌کنی، آرام: بله، برویم بجنگیم، تفنگ برداریم، شمشیر برداریم، توپ برداریم، موشک برداریم، برویم فلان و این حرف‌ها ... اما این داخل چه دارد می‌گذرد؟ دارد عمل بر طبق تکلیف خدا می‌گذرد، این می‌شود چه؟ می‌شود مقصد! خب این مقصد هم حاصل شد. آیا امیرالمؤمنین به مقصد نرسید؟ رسید! به نحو احسن هم رسید. چنان به مقصد رسید که با این به مقصد رسیدنش تا قیامت همه را انگشت به دهان کرده، با آن جریان باز کردن آب در وقتی که معاویه آب را بسته بود، با آن صرف نظر از کشتن عمروعاص کردن، با آن مهلت‌هایی که خودش می‌دید چگونه به طرف مقابل و به حریف مقابل بدهد که شکست نخورد. آن ریزه‌کاری‌ها و آن مسائل؛ چرا؟ چون می‌خواهد به آن هدف برسد و برای رسیدن به آن هدف باید این راه را انتخاب کند. آن هدف چیست؟ شکست ظاهری است! پس امیرالمؤمنین به هدف رسید.

  • اگر امیرالمؤمنین پیروز می‌شد، به هدف نرسیده بود. امیرالمؤمنین هدفش شکست ظاهری است، در این شکست ظاهری باید تیر بخورد، شمشیر بخورد و از او خون بیاید، سرما را تحمّل کند، گرما را تحمّل کند، صحبت کند، تحریص به قتال کند، اما چون امام است، چون واسطه در تنزیل مشیت خدا از عالم تقدیر به عالم تنزیل و عالم شهادت است، او می‌داند که چطور تقدیر کند. یک جا می‌آید سخت می‌گیرد، یک جا می‌آید فراخی ایجاد می‌کند، یک جا سهل، یک جا صعب، یک جا فراز، یک جا نشیب، یک جا باید در آنجا بجنگد، یک جا نباید در آنجا بجنگد، یک جا باید بگذرد، یک جا نباید بگذرد، این نحوه تدبیر و تقدیری که می‌کند در راستای رسیدن به همان مشیت الهی است که شکست ظاهری در این جنگ است. مشیت الهی بر این است که شام به دست امیرالمؤمنین نیفتد، این مشیت است. حالا این را باید چطور تقدیر کرد؟ چطور باید برنامه‌ریزی کرد؟ او می‌داند، می‌داند که تقدیر الهی این است، تقدیر الهی این است و باید حرکت کرد. اگر آمدی، و پا جای پای علی گذاشتی، و وقتی گفت حرکت کن حرکت کردی و به او در راه دائم غر نزدی، دائم غر نزدی: یا علی! چه خبر است دیگر؟ یک ماه گذشت! زن و بچه‌مان دلشان تنگ شده!