کیفیت تبدیل گناهان مؤمنین به حسنات و اعمال نیکو
9و بعد آن کسانی که عمل خلاف انجام نمیدهند و آن کسانی که دروغ نمیگویند، زنا و شرب خمر و این کارها را انجام نمیدهند و کار ظلم و زور از آنها سرنمیزند. اگر بر حسب اتفاق سر زد، اینها توبه میکنند از کار خلاف، لذا استثنا دارد: الّا من تاب و آمن و عمل صالحاً، توبه کند، توبةً نصوحاً، توبه جدّ کند و برگردد و خودش را عوض کند، و آمنَ: و ایمان بیاورد، به مطالب ما ایمان بیاورد، به وعدههایی که ما دادهایم ایمان داشته باشد، اعتقاد داشته باشد، خدا وعده بیخود نمیدهد، در نتیجه کسی که توبه کند و ایمان بیاورد عمل صالح هم انجام خواهد داد، عملش صالح خواهد شد. این افراد راجع به اعمال گذشته چه کنند؟ فَأُوْلئِك يبَدِّلُ اللَه سَيئاتِهِمْ حَسَناتٍ تمام اعمال گذشته آنها تبدیل به حسنه خواهد شد! این یک چیز عجیبی است.
وَ كانَ اللَه غَفُوراً رَحِيماً خدا هم غفور است و رحمت او میآید و بر همه سیئات پرده میاندازد و میپوشاند و همه را و همه را در تحت رحمت خودش درمیآورد. خب در اینجا مسئله کمکم شکل خودش را پیدا میکند: از یک طرف عظم یا سیدی أملی، آرزوی من یک آرزوی بزرگی است، و از طرف دیگر و ساء عملی، عمل من خلاف است. خدایا در اینجا من چه کنم؟ که از یک طرف آرزویی دارم که این آرزوی من رسیدن به مقام قرب تو است، رسیدن به ذات تو است، در آن ذات دغل نیست، دروغ نیست، در آن ذات خدعه نیست، در آن ذات دورویی جایی ندارد، در آن ذات یکرنگی است، در آن ذات توحید است، انبساط است، ابتهاج است، کینه نیست، حقد نیست، حسد نیست و امثال ذلک. من در اینجا اعمالم آمیخته با اینگونه مطالب است. خیلی خب! تکلیف ما چیست؟
خدا میگوید بسم اللَه! إِلَّا مَنْ تابَ ... بیا، تو بیا توبه کن و از آنچه که کردی دست بردار، این میشود همان عمل توبهای که مرحوم آقا توصیه میکردند. سالک وقتی که میآید اول باید توبه کند، که خب رفقا میدانند شرایطش را و خصوصیاتش را. باید غسل کند، غسل توبه یا استخاره کند، بهتر است جمعه باشد بعد از نماز صبح، در زیر آسمان دو رکعت نماز بخواند و بعد سر به سجده بگذارد و صد مرتبه بگوید استغفراللَه ربّی و أتوب الیه، و بعد ایشان دستور میدادند که باید انسان واقعا یک به یک گناهانی که در این مدت کرده در نظر بیاورد و بنا را بگذارد بر اینکه دیگر ترک بکند ها! دیگر از او سر نزند؛ بنا بگذارد، همانطوری که بنا میگذارد نسبت به مطالبی که قلب او نسبت به آن مسائل وابستگی دارد، چطور نمیتواند آنها را از خود جدا کند، بنا بگذارد این طور که از آنچه که موجب سخط خداست و از آنچه که بین او و خدا جدایی میاندازد، در یک کلام هرچه که میخواهد باشد، دیگر تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل هرچه که بین انسان و خدا جدایی میاندازد، مکروه باشد، باشد، حرام باشد، باشد، خلاف رضای خدا باشد، باشد ...

