کیفیت تبدیل گناهان مؤمنین به حسنات و اعمال نیکو
5خیلی ما تعجب میکردیم، آخر چگونه اینطور میشود؟ چطور به این کیفیت درمیآید؟
بعد که خودمان آمدیم در حوزه و مشغول شدیم و یک خرده سر و گوشمان جنبید ...، آن موقع مثل الآن راحت و آرام نبودیم، (حالا نمیدانم الآن آرام هستیم یا نه) ولی آن زمان میخواستیم به یک سری مسائل سرک بکشیم و سردربیاوریم، دیدیم راست میگفت، پدرمان راست میگفت.
و ایشان میفرمودند ما وقتی رفتیم به نجف، در هر دو گوشمان پنبه فرو کردیم، و رفتیم در آنجا و گفتیم که به غیر از ارتباط با عده خاصی از بزرگان (امثال مرحوم آسیدعبدالهادی شیرازی، مرحوم آسید جمالالدین گلپایگانی، مرحوم آمیرزا عبدالأعلی سبزواری رحمةاللَهعلیه (که بعد از مرحوم آقای خوئی این اواخر مدت کمی به مرجعیت رسیدند) مرحوم آشیخ عباس هاتف قوچانی، که با اینها ارتباطاتی داشتند و بعد هم با مرحوم آقای انصاری مرتبط شدند) آنجا فقط به خودمان برسیم و کاری به کسی نداشته باشیم. این چه میگوید و آن چه میگوید و این چه کار میکند و آن چه کار میکند، همه اینها را کنارگذاشتیم و این مطالب را واگذار کردیم به اهلش!. چون دیدیم خداوند برای این مطالب اهلش را هم خلق کرده! و این مطالب زمین نمیماند! اهلش هستند. برویم دنبال بیچارگی خودمان، دنبال گرفتاری خودمان، دنبال آنچه که در طلبش به اینجا آمدهایم و به آستان ملائکپاسبان حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام ملتجی شدهایم؛ بیاییم به این درد برسیم.
اینجاست که انسان باید متوجه باشد، اگر یک همچنین مسائلی در وجودش شکفته شده، باید قدر بداند ها! این میهمان عزیز را پذیرایی کند و این مسافرِ تازه وارد را، وارد کند و از او پذیرایی کند و به بهترین وجه به او برسد، و او را از خود ملول نکند، و کاری که موجب خستگی او و فرسودگی او و کمکم بیرنگ شدن و کمرنگ شدن و از آن اتقان افتادنِ اوست انجام ندهد. این مسافر گیر هرکسی نمیآید، این مهمان در منزل هرکسی وارد نمیشود؛ حال که در اینجا نزولِ اجلال کرده است، قدم او را انسان مبارک بداند، و نسبت به شرایط ضیافت برخیزد.

