امکان وصول جمیع انسانها به ذات حق تعالی
6اما میبینی که برای خلاف دوّم، آن سختی و سفتی اول را دیگر نداری! ای داد بیداد!
خب حالا باید چکار کرد؟ حالا باید آمد پاتک زد. پاتک چیست؟ یک جریانی باید درست کرد که در آن جریان حالا یا خدا خودش پیش میآورد، یا اگر پیش نیاورد انسان باید خودش پیش بیاورد سالک باید رند باشد، زرنگ باشد، مرحوم آقا میفرمودند خیلی از مطالب را بدون اینکه استاد ما حضرت حداد به من بگوید خودم انجام میدادم، جلو جلو! از وجناتش میخواندم که چه میخواهد، از حرکات و سکنات و اشاراتش میفهمیدم که منظورش چیست، قبل از اینکه بگوید ما میرفتیم انجام میدادیم و نمیگذاشتیم به تذکر و به دستور و به امر حتی برسد.
خب چرا؟ خب این که راه را راهوارتر میکند. خب این میگوید چرا من بگذارم دستور بیاید؟
وقتی که اینطور میشود، خدا هم دائم میاندازد! حالا که بدون دستور انجام دادی، پس برو دومیاش را انجام بده، سومیاش را هم انجام بده، هی یکی یکی فرکانسها میآید. این برقها یکی یکی میزند. لذا میبینید یک استاد ده تا دستور به یکی میدهد طرف یکیاش را هم انجام نمیدهد، یکی میآید صدتا را بدون دستور انجام میدهد! صدتا بدون دستور، صدتا بدون امر؛ قبل از اینکه امری برسد، میبینید این رفته و کارش را کرده و خلاصه مسیرش را طی کرده.
و این انجام دادن قبل از دستور، آنچنان تأثیری میگذارد که انجام دادن بعد از دستور، آن تأثیر را ندارد! ندارد! خیلی اثرش بیشتر است از این که انسان به او یک مطلبی گفته بشود و بعد بخواهد انجام بدهد. خب خوب کاری میکند که بعد از دستور عمل میکند چون بالاخره بعضی از مطالب هم به انسان نمیرسد و مسلّم است که باید یک بزرگی تذکر بدهد، در این موارد خب شکی نیست.
حالا گاهی اوقات خدا برای اینکه این بنده را از این حالت بیرون بیاورد، حالتی که خطایی کرده، گناهی کرده، پا روی حق گذاشته ... (این پا روی حق گذاشتن خیلی، خیلی [بد است]، انسان هزارتا گناه بکند ولی پا روی حق نگذارد. این پا روی حق گذاشتنها! دروغ گفتنها! این حق و ناحق کردنها و ظلم کردنها! آخ آخ آخ! اینها چیزهایی است که حسابی گریبان انسان را میگیرد.) خدا برای اینکه این بنده را نجات بدهد، یک قضیه دوم دوباره پیش میآورد تا ببیند این چکار میکند. اگر از قضیه دوم به سلامت رد شد، آن قضیه اول رفو میشود و دوباره برمیگردد سرجای اولش، آن حالتی که نسبت به انجام خیر دارد، میبیند در آن حالت سبک است، راحت است، و نسبت به انجام بدگرفته است، بدش میآید، نمیخواهد انجام بدهد، نمیخواهد بشنود.

