امکان وصول جمیع انسانها به ذات حق تعالی
5در همین جریان حضرت علی اصغر که اتفاق افتاد، خب یک ولولهای افتاد میان سپاه، یعنی وقتی که حضرت علی اصغر شهید شد، اصلا یک عده گفتند ... خب بالاخره افراد مختلف بودند، درست است که همه آمدهاند برای جنگ با امام حسین، ولی هرکدام از اینها پرونده خودشان را دارند. قطعاً کسی به قساوت شمر در میان آن لشکر نبوده، حتی عمرسعد هم آن اندازه نبوده؛ عمرسعد نمیخواست جنگ بشود، این شمر بود که هی میآمد [به آتش جنگ] پُف میکرد و هی قضیه را داغ میکرد، و الّا عمرسعد میخواست مسئله را به مسالمت بگذارند، حالا یک ترسی [در دل] بیندازد و یک لشکری فراهم بکند و بالاخره امام حسین هم تسلیم بشود و به یک نحوی با قضیه کنار بیاید، خلاصه عمرسعد مایل نبود ولی خب مسائل پیش آمد و پیش آمد تا اینکه دید ابن زیاد در تصمیم خودش مصمم است و راهی [جز جنگ] ندارد، خب بالاخره شیطان هم میآید دیگر، میگوید حالا که آمدی پس بقیهاش را هم بیا، گفت خوب سرباز فداکار و حرف شنویی هستی!
و خدا به داد آدم برسد ها! این که من میگویم آدم نباید از اول قدم خلاف بردارد، برای همین است، اگر از اول یک قدم خلاف برداشتی و در یک مورد پا روی حق گذاشتی، و در یک مورد حق را نادیده گرفتی، پا برای قدم دوم راهوارتر میشود، آمادگی نفس برای اینکه قدم دوم را بردارد راحتتر میشود. این مراقبهای که عرفاء و بزرگان میگویند برای همین است. میگویند قدم اول را برندار، اگر هم به خلاف برداشتی، زود توبه کن، زود توبه کن و تصمیم بگیر و پاتکش را بزن. چگونه پاتک میزنی؟
این که اینقدر بزرگان تأکید میکنند به خاطر همین است که این نفس در وهله اول یک حالت آمادگی برای طرفین دارد. اگر در یک مورد از این حالت آمادگی فطرت، این فطرت، این فطرتی که هست آمدی پا گذاشتی رویش، آمدی خلاف کردی، بعد از این خلافی که کردی، نفس سرزنش میکند: چرا ...؟

