هدایت باطنی
14آقا این مطالب خود به خود پیدا میشود!!
آقا مگر سرکه شیره است؟ که خود به خود پیدا بشود؟ سرکه شیره هم خود به خود پیدا نمیشود! مگر اردهشیره است که در هر دکان عطاری بروی و ارده را بگیری و قاطی بکنی و ... برای مرحوم قاضی خود به خود پیدا شد؟! برای مرحوم آخوند ملاحسینقلی همدانی خود به خود پیدا شد؟ خود به خود پیدا شد! همینطوری پیدا شد! داشت راه میرفت یک دفعه یک جوری شد و شد آخوندملاحسینقلی! شد مرحوم قاضی! شد سید احمد کربلایی! شد سید محمد بهاری! شد علّامه طباطبایی! شد میرزا جواد آقای ملکی تبریزی! شد علامه طهرانی! خود به خود شدند! یک دفعه شدند دیگر!
این طرز فکر انسان را به جایی نمیرساند، آدم را همینطوری نگه میدارد، راکد نگه میدارد، مهمل نگه میدارد، متوقف میکند و همه استعدادها را میمیراند! آنهایی را که خدا نگه داشته، میمیراند! و آنها را سرکوفت میزند.
این دیدگاه اهل عرفان است: بیا بالا! سرت را بیاور بالا! بیا بالا و ببین چه خبر است! بیا بالا یک مقداری عقلت را به کار بینداز، فطرتت را به کار بینداز، آزادیات را به کار بینداز! تو را آزاد خلق کرده! نه در بند کسی، نه در بند سلیقهها و تمایلات فردی! خودت ببین کی هستی! خودت ببین!
آقا این صحیح است ...
تو بیخود کردهای این صحیح است!
من یک وقتی درس شفای یک بنده خدایی میرفتم، یکی آنجا بود، یک صحبتی شد بین ما، نمیدانم او مسئول دفتر که بود؟ یک بنده خدایی که بعداً هم خلع شد از آن موقعیت و سقوط کرد و خلاصه دیگر خیلی وارد مسائل نشویم. ما مطالب را به خدا واگذار کردیم، آن دیگر خودش میداند، ما چرا بیاییم قضاوت کنیم نسبت به مطالب و قضایا و ... ما که خیلی از مسائل سردرنمیآوریم، خدا خودش بهتر میداند و فعلا خداوند بهترین قاضی و بهترین حاکم است.

