هدایت باطنی
10بر سر تربت ما چون گذری همت خواه *** که زیارتگه رندان جهان خواهد شد این حالت باطن، خب به واسطه عللی پیش میآید. حالا یا به واسطه یک حالت غیبی برای انسان حاصل میشود، یا به واسطه سخنان و کلماتی که از افرادی که خودشان واجد این مسئله هستند برای انسان پیدا میشود. اعتمادی که انسان به سخن بزرگان دارد، و صدق کلام آنها و عدم خطای آنان در بینش و بصیرت و شهود و لمس حقائق برایش محرز است، باعث میشود که آن خواست باطن، آن حقیقت باطن قلبی، تقویت بشود و با حرکت و سمت و سوی آن حرکت باطنی، به آن مقصد باطنی میرسد.
این مطلبی است که امام سجاد عرضه میدارد: خدایا آنچه را که من در دل دارم، این را تو قرار دادی، من از پیش خود نیاوردم.
عظم یا سیدی أملی! آرزوی من و آنچه که در قلب من است، خیلی عظیم است، و این را خودت قرار دادی! من از پیش خودم نیاوردم. من اصلا که هستم که بخواهم از پیش خودم این حال را بیاورم؟ این میل را برای خودم پیش بیاورم؟ این هدف را برای خودم پیش بیاورم؟ اگر تو قرار نمیدادی در من، من هم یکی از این افراد کوچه و خیابان بودم.
صبح تا شب، به دنبال دلار و دینار. دلار رفت بالا، یورو آمد پایین، یورو یا یارو؟! یورو آمد پایین، یارو رفت بالا ... همین! صبح تا شب بیاید و بگذرد، حرفها به این مسائل ... چرا؟ چون قرار ندادی! در دلش قرار ندادی! اگر قرار میدادی که این حرفها در دلش نمیآمد، این مسائل در ذهنش نمیآمد، محوریت ذهنش روی اینها نمیچرخید، محوریت قلبش بر این مسائل قرار نمیگرفت!
امروز این را ببرد بالا، فردا آن را بیاورد پایین، امروز برای این تبلیغات کند ... ای وای ای وای ای وای! امروز برای این تبلیغات کند، فردا برای آن تبلیغات کند. ای وای!

