اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

هدایت باطنی

14700
سال 1434

هدایت باطنی

17
  • وقتی که آدم واقعا ببیند، آن وقت یک چیزی می‌شود، یک خبری می‌شود!

  • یک قضیه! این چکار کند؟ بسم اللَه! عمر سعد؟ جهنم! قعر جهنم!

  • هوس‌ها، دنیاها، این‌ها در همین دنیا، نه آن دنیا! هوس‌ها، دنیاها، این‌ها حالا در همین دنیا، نه در آن دنیا تعلقات، قاذورات، بهائم، حیوانات، وحشی‌ها، جنگل، باغ وحش، این‌ها همه کجا هستند؟ این‌طرف!

  • و در آن طرف: نورانیت محض، روحانیت محض، تجرد، توحید، جلوات پروردگار، جذبات پروردگار، به کجایش نگاه کنیم؟ کجا را ببینیم؟

  • هی فکر می‌کند، فکر می‌کند، خدایا! یک دفعه دو دو تا چهار تا حساب می‌کند، بابا وقت دارد از دست می‌رود، می‌گذرد. زود باش تصمیم بگیر، دارد الآن جنگ شروع می‌شود. در همین حین جنگ که‌

  • اینجا ایستاده‌ای و بالا و پایین می‌کنی، یک دفعه اگر یک تیر بیاید و بخورد به گلویت چه می‌شود؟ در جنگ که حلوا خیر نمی‌کنند، تیر است و شمشیر و نیزه و کمان و از این حرف‌ها دیگر. در لشکر عمر سعد که تو ایستاده‌ای و همینطور داری با خودت می‌گویی بروم، نروم، چکار بکنم، آمد و یک تیری خورد به اینجایت، در لشکر عمر سعد محشوری! بجنب! بیا بیرون! یک لحظه نایست! چون هیچ تضمین و گارانتی نداده‌اند به ما! توجه می‌کنید رفقا مطالب را؟ خیلی دقیق است ها! تضمین به ما نداده‌اند که فردا زنده‌ایم یا نه! تضمین نداده‌اند به ما که تا یک سال دیگر زنده‌ایم یا نه! هر لحظه که احساس می‌کنیم که در این مسئله مردد هستی، آن حریت و آزادی، و آن فطرت سلیم که خداوند به عنوان ابزار کار در اختیار ما گذاشته، از آن‌ها مدد بگیر و بیا بیرون! خودت را بکش بیرون! مگذار برای فردا! شاید قبل از فردا در همین بسترِ امشب مُردی و با شک مُردی! با دو دلی مُردیم، با تحیر مردیم! این است مطلب.

  • امام سجاد علیه السلام می‌فرمایند خدایا چکار کنم؟ آرزوی بزرگ در سر و در دل دارم، عظم یا سیدی أملی! آرزویم رسیدن به توست! و این را تو قرار دادی! ولی چکار کنم که عمل من نمی‌تواند مرا به این آرزو برساند! خدایا گیر کرده‌ام، مانده‌ام، و در اینجا دست التجاء به سوی تو دراز می‌کنم.