هدایت باطنی
16دزد دزد است، چه دزد در اینجا باشد، چه دزد در هر کجای دنیا باشد دزد است.
صادق صادق است، در هر جا که میخواهد باشد. راستگو راست است ... توجه کردید؟ این نیست که شراب در اینجا حلال باشد ولی در جای دیگر حرام باشد، اینجا طاهر باشد جای دیگر نجس باشد. نه آقا! هرجا که شراب باشد شراب است. دروغ در همه جا دروغ است. و در اینجا خیلی بدتر است، دروغ در اینجا هزار بار بدتر از جای دیگر است، هزار بار!
عارف میگوید حر باش برای خودت! چیست عقلت و دینت و نفست را در گرو این و آن گذاشتهای؟ این بگوید بگویی چشم، آن میگوید بگویی چشم!
فردا آن خلافش را بگوید: چشم، پسفردا آن خلافش را میگوید: چشم!
مثل اینکه فقط یک چشم یادت دادهاند!
مرحوم آقا میفرمودند ما وقتی که نجف رفتیم، رفتیم برای خودمان آدم باشیم! این عبارتشان بود! بنده این و آن نباشیم! این بیت، آن بیت، بنده نباشیم! برای خودمان آدم باشیم! برای خودمان، خواستیم که خودمان بفهمیم که هستیم و چه هستیم و میخواهیم چه بکنیم؟
آمدند سراغ ما که آقا این فهمت را کنار بگذار! گفتیم ما کنار نمیگذاریم! ما آمدیم اینجا تازه فهم پیدا کنیم! آمدیم در این عتبه امیرالمؤمنین علیه السلام که فهم خودمان را بالا ببریم شما میگویی فهمت را کنار بگذار؟
آقا این را اگر میفهمی رهایش کن ...
نه! اگر میفهمی باید پیگیریاش هم بکنی.
حالا آقا از این قضیه بگذر! چرا بگذرم؟ اگر از این قضیه میگذرم از آن قضیه هم باید بگذرم. و اگر قرار باشد از این قضیه بگذریم از آن قضیه هم باید بگذریم. و اگر قرار نیست از این قضیه بگذریم، پس از آن هم نباید بگذریم. حُر! آدم حر به این میگویند.
روز عاشورا حریت حر بود که دستش را گرفت! دید بین جهنم و بین بهشت گرفتار است. او راست راستی میگفت لا ندری أإلی الجنة أم إلی النّار! دستش را هم اینطوری نمیکرد! سرش را انداخت پایین، واقعا دید جنت و نار در جلویش است! جلوی پایش است! واقعا دید ها!

