کیفیت به ودیعه نهادن آرزوی عظیم در انسان
7یک روز همین مرحوم آقا نشسته بودند، منتها آن موقع در مسجد، و خب حالا ما نشستهایم در این حسینیه. همین حرفهایی که من الآن دارم میزنم، عیناً اینها را ایشان داشتند در مسجد میزدند شب سه شنبه برای رفقا، که یک روزی میآید و شما میآیید در مجلس ما مینشینید و فاتحه میخوانید و تمام÷. مگر نشد؟ مگر نشد؟ شد دیگر. فردا همین قضیه برای ما و برای بنده اتفاق خواهد افتاد. میآیید و مینشینید و برای ما طلب مغفرت میکنید: خدا گناهانش را ببخشد و او را بیامرزد.
درست؟ آدم زرنگ به فکر فرداست. آدم زرنگ به فکر فرداست، نه به فکر دو روز و شب و روزی که دارد میگذرد. فرصت اندکی به ما دادهاند تا بتوانیم برای فردای خودمان از این فرصت بهره بگیریم، گرفتیم، گرفتیم، نگرفتیم این کاروان میرود و انسان را با خود میبرد و به قبر میسپارد، شوخی ندارد! میسپارد! بخواهیم نخواهیم میسپارد.
آنچه را که مرحوم آقا در کتاب مهرتابان در مباحثات با مرحوم علّامه طباطبایی میفرمایند و مرحوم علّامه نمیتوانند ابتدائاً این مطلب را بپذیرند، اما در آخر پذیرفتند، همانطوری که بنده در آن رساله کتاب حریم قدس این مطلب را متذکر شدهام. بنده در آن مجلسی که با مرحوم والد رفته بودیم در طهران، در سیدخندان، خدمت مرحوم علامه طباطبایی حضور داشتم و آن عکسهایی هم که هست، بنده همان روز از مرحوم آقا و علامه طباطبایی گرفتم. و در آن مجلس مرحوم علامهطباطبایی فرمودند: (خیلی برای من مجلس عجیبی بود، خیلی حالت ایشان عجیب بود، با کمال تواضع، حالا او استاد است ها! استاد مرحوم آقا بوده، مرحوم آقا میفرمودند ما هرچه داریم از علامه طباطبایی داریم، و به حق هم همینطور است، ایشان شوخی نکردند، تواضع هم نیست، واقعیت بوده، با آن مطالبی که ما مشاهده میکردیم و از ایشان میدیدیم، ولی خب علی کلّ حال مظاهر خدا متفاوت است، مظاهر خدا تفاوت میکند، مختلف است، چه اشکال دارد که شاگرد به یک مطلب برسد ولی استاد هنوز به آن مسئله نرسیده، هنوز انکشاف واقعی و حقیقی برایش نشده). با کمال تواضع و فروتنی رو کردند به مرحوم آقا و فرمودند: خداوند به شما جزای خیر بدهد، که ما را بیدار کردید و متوجه کردید و باعث هدایت ما شدید!

