اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت به ودیعه نهادن آرزوی عظیم در انسان

14324
سال 1434
نسخه عربی

کیفیت به ودیعه نهادن آرزوی عظیم در انسان

10
  • این همه برای چیست؟ این همه برای رسیدن به مقام عظمت است. آن کسی که به این مقام رسید، دیگر مگر می‌تواند در تفکر خودش، در سلیقه خودش، در میل خودش، دیگر مگر اصلا می‌تواند غیری را در نظر بیاورد، این خود او به آن سرچشمه عظمت رسیده. اصلا مگر قابل قبول است؟ یعنی از نظر عقلانی مگر قابل قبول است که یک شخص به آن مرتبه عظمت برسد و بعد به مادون آن عظمت میل داشته باشد؟ یعنی چه؟! اصلا امکانش نیست! اصلا امکانش نیست. اینجاست که ما پی می‌بریم این که عرفاء هیچ تمایلی ندارند به وارد شدن در مسائل و خصوصیات به خاطر چیست. چون ما تا می‌نشینیم شروع می‌کنیم: آقا! چه خبر؟ خبر داری؟ اوضاع چه خبر؟ خب که رئیس شد؟ که مرئوس شد؟ که وزیر شد؟ که وکیل شد؟ چه خبر؟

  • نشنیده‌اید؟ هرجا بروید: «آقا اخبار تازه دارید؟»

  • این‌ها همه برای چیست؟ به خاطر این است که در دستمان هیچ نیست! راحت! هیچ! خالی! صفر! بله ... هیچ.

  • خب، امروز رادیو چه گفته؟ روزنامه‌ها چه نوشتند؟ نگفتند چه می‌شود؟ نگفتند بعدا چه می‌شود؟ دنیا، این‌طرف، آن‌طرف ...

  • تمام این‌ها برای چیست؟ به خاطر این است که هیچ در این نیست، خالی است! نه معرفتی هست ... اگر بود که این حرفها را نمی‌زد، اگر بود که به این چیزها میل پیدا نمی‌کرد، اگر بود که چهار پایه نمی‌گذاشت بلند شود این‌طرف و آن‌طرف برود از این تبلیغ کند، از آن تبلیغ کند. این کله خالی است. خالی، خلوت! راحت! حالا که خالی است، مجبور است برود یک جوری پرش کند دیگر، مثل طبل تو خالی! ای داد، ای داد ...

  • اما شما وقتی که نگاه می‌کنید به مجلس یک عارف، یک ولی خدا، خب ما این‌ها را دیده‌ایم دیگر وقتی که نگاه می‌کنید، یک بار سؤال می‌کند چه خبر؟ صحبت‌ها، همه توحیدی است و از آن مقام اصلا تنازل نمی‌کند، حالش به هم می‌خورد اصلا بخواهد در این مسائل حرف بزند. تهوّعش می‌گیرد برای آنچه که بقیه خودشان را پاره‌پاره می‌کنند برای آن، چرا؟ چون آن مستغرق در ذات است، و نمی‌تواند خارج از آن ذات صحبت بکند. حرف‌هایش همه به آن طرف است، تصرفاتش همه گرایش به آن طرف است، سخنانش همه به آن سمت است. نه خودش، و نه برای اطرافیانش نمی‌خواهد. بالاخره اطرافیانش هم بشر هستند. آن‌ها هم بشرند، آن‌ها هم باید یک فایده‌ای ببرند، آن‌ها هم رفیقش هستند، آن‌ها هم باید از این سفره نصیبی ببرند. اگر قرار باشد او هم مثل بقیه بلند شود همان حرف‌هایی را بزند که دیگران می‌زنند، پس فرق بین او و بقیه چه شد؟ فرق بین او و مجلس بقیه چه شد؟ فرق بین محضر او و محضر بقیه چه شد؟ یک فرقی باید داشته باشد دیگر.