رسیدن به مقام خلیفةاللَهی ، یگانه آرزوی عظیم انسان
7منصور آمد و افراد را جمع کرد، خودش در مکه بود آن زمان که چه باید بکنیم؟ فقهاء را جمع کرد و گفت که الآن ما خیلی از خانهها را خریدهایم و خیلیها هم نمیخواهند بفروشند و ما در اینجا در مضیقه قرار گرفتهایم، خب چه کنیم؟ اگر خراب کنیم، خب منزل مردم را خراب کردهایم، منزل غصبی است! منزل غصبی را که نمیشود داخل در مسجدالحرام کرد. و از آن طرف هم زوّار و حجّاج اینها جا ندارند، در مضیقه قرار گرفتهاند.
همه بالاتفاق گفتند نمیشود و رضایت اشخاص شرط است، و چون غصباً این اموال گرفته میشود طبعا مجاز نیست.
بعضی از آنها گفتند که فقط چاره کار به دست موسیبنجعفر علیهالسلام است و شما باید جواب را از حضرت بخواهید، خلاصه در همه مسائل و مشکلات آنها آخرش به همین ائمه رو میآوردند، در هرجایی که گیر میکردند. مثل همان اولی و دومی، که هرجا گیر میکردند میگفتند یا علی تو بیا درستش کن! وقتی که مشکل حل میشد: علی برو سرجایت بنشین!
این کار همیشه بوده و هست! و هست!
این بیچاره هم طبق معمول نامهای فرستاد خدمت موسیبنجعفر علیهالسلام در مدینه که یا بن رسولاللَه قضیه این است، ما الآن در مضیقه هستیم، حجاج در مشکل هستند، منازلی خریدهایم به قیمت، ولی بعضیها نمیفروشند و هرچه هم میخواهیم به آنها مبلغ اضافه بدهیم، قبول نمیکنند، نمیپذیرند؛ چه کنیم؟
حضرت در پاسخ فرمودند: از اینها سؤال کن که آیا شما قبلا در اینجا بودید و بعد کعبه در اینجا ساخته شد، یا اینکه کعبه در اینجا بود شما بعد آمدید و در کنار کعبه قرار گرفتید و منزل ساختید؟ اگر اول کعبه بوده خب این کعبه حق همه است، فقط حق شما که نیست! حالا که مکان برای زوّار و حجّاج کعبه الآن ضیق است، حقّ تقدم در جای دادن به آنها و به حجّاج خود کعبه برمیگردد، نه به شما. شما بلند شوید بروید عقبتر، آنجا یک منزل بسازید برای خودتان.

