رسیدن به مقام خلیفةاللَهی ، یگانه آرزوی عظیم انسان
5شما فرض کنید آب را بخواهید حرارت بدهید، خب این آب چقدر میتواند تحمل کند؟ خودش را نگه دارد؟ تا صد درجه دیگر، تا صد درجه طوریش نمیشود. اما همین که نزدیک به صد درجه یا چند درجه کمتر نود و چند درجه رسید، شما میبینید کمکم این آب شروع کرد به حرکت کردن، دارد خودش را از دست میدهد و دیگر دارد تبدیل به بخار میشود. بعد از چند دقیقه نگاه میکنید میبینید اصلا دیگر در قوری دیگر چیزی نیست! خالی شد. در آن پر از هواست! رفت!
جبرائیل یک سعه از وجودی دارد، در آن سعه از وجودی است که به او جبرائیل میگویند، ملک وحی میگویند، ملک مقرّب پروردگار میگویند، ملکی که به همه انبیاء و اولیاء مراتب معرفت و مراتب جمال و جلال را میآید افاضه میکند، ملکی که همه علوم عالَم، ماسویاللَه، به واسطه افاضه او جزئیت پیدا میکند و مصداق پیدا میکند. این علمی که الآن شما دارید در هر رشتهای، رشته مهندسی، رشته طب، رشته علوم اسلامی، رشته فلسفه، تاریخ، ریاضی، مکانیک، هرچه بخواهید تصور بکنید، یک مرتبه نازله و یک مصداق جزئی از علم جبرائیل هستید که در اینجا به این صورت است. کم، زیاد، بالا، پایین، همه در تحت افاضه این ملک علم و ملک معرفت قرار داریم. حالا آن مراتب علم و معرفت آن بماند. اینها حالا مربوط به علوم ظاهری بود، بعد آن علوم باطنی و اینها هم در مراتب خودش آنها هم هرکدام بماند.
یک همچنین ملکی با یک همچنین سعه وجودی تا وقتی است که در همین رتبه بتواند باقی بماند، خودش را نگه دارد. ولی اگر این ملک از نقطه نظر حرکت سیری رسید به یک جایی که در آنجا دیگر مافوق سعه وجودی اوست، خب دیگر آنجا جبرئیلی دیگر باقی نمیماند! دیگر جبرئیلی نیست.
فروغ تجلی بسوزد پرم، یعنی در تجلی ذات. در آن تجلی ذات است که دیگر نه جبرائیلی میماند، نه میکائیلی میماند، نه اسرافیلی دیگر در آنجا میماند، هیچ در آنجا نمیماند، پس فقط که میماند؟ فقط آن خلائقی که استعداد برای تجلی ذات را دارند، و آن هم عبارت است از بشر. یکیاش رسول خدا، یکیاش امیرالمؤمنین، دوازده معصوم، حضرت فاطمه زهراء و اولادشان. اینها در مرتبه عالی و بعد در مرتبه بعد شیعیان آنها و موالیان آنها، اولیاء الهی، آنهایی که در مسیر این مطالب حرکت کردهاند و راه پیمودهاند. کتاب نخواندهاند فقط، فقط کتاب نخواندهاند. کتاب فقط در همین حد نگه میدارد، بیشتر نه! فقط در همین حد نگه میدارد.

