رسیدن به مقام خلیفةاللَهی ، یگانه آرزوی عظیم انسان
4آرزویم رسیدن به همین حورالعین است؟ حالا حورالعین گیرم بر اینکه جمالی دارد که در اینجا نظیر ندارد. خب نهایتش بالاخره همین جمال است، بالاخره خارج از این که چیزی نیست. آن لطافت و آن حلاوتی که در آن میوههای بهشتی هست، آن حلاوت در اینجا نیست. خب قبول، اینها همه قبول، خصوصیاتی که دارد، آن مزاجی که دارد، آن کون و فسادی که در نعمتهای الهی در این دنیا هست، خب در آنجا نیست، آن تطویری که در اینجا هست، طبعا آن تطویرها در آنجا نیست. آنها همه تبدیل به نور میشود، تبدیل به تجرد میشود، هر آن تبدیل به معرفت میشود، معرفت زائد در هر آن به واسطه لاانتهایی بودنِ مقام ذات پروردگار، که همینطور لازمهاش لاانتهایی بودنِ اسماء و صفات اوست. این به جای خود محفوظ، ولی این چه مرتبهای است که امام علیهالسلام بخواهد از آن تعبیر به عظمت کند؟ به عظمت و به بزرگی تعبیر کند؟
آن مقامی که خداوند به انسان میدهد و موقعیتی که نصیب انسان کرده است که به واسطه آن میفرماید: عبدی أطعنی حتّی أجعلک مثلی (یا مثَلی) أقول للشیء کن فیکون، فتقول للشیء کن فیکون.
یا اینکه: من قلب او میشوم که با آن درک میکنم، بصر او میشوم که با آن میبیند، گوش او میشوم که با آن میشنود ...
یا آن مقامی که رسول خدا از آن مقام تجاوز کرد و جبرائیل نتوانست به آن مقام در معراج دسترسی پیدا کند و گفت: لو دنوتُ أنملة لاحترقت!
اگر یک سر موی برتر پرم *** فروغ تجلی بسوزد پرم اگر یک سر سوزن بخواهم بالاتر بیایم، سعه وجودی من دیگر اقتضا نمیکند و هستی من نابود میشود و در آن تجلیات ذات، محو و مندک و نابود میشوم.
فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً1 یک تجلی ذات! تازه آن تجلی تجلیای نبود که جبرئیل منظورش بود.
این فکان قاب قوسین أو أدنی که رسول خدا رفت و جبرائیل امین که خود ملک و فرشته وحی است و بر رسول خدا و انبیاء وحی نازل میکرد از مقام لوح محفوظ، و همه به او نیازمند هستند در همه مراتب علم و مراتب معرفت، این جناب جبرائیل عرضه میدارد که یا رسولاللَه! از اینجا بخواهم بالاتر بیایم نه مربوط به مسائل ارتفاع ظاهری، بلکه در آن حرکت سیری و در آن حرکت طولی که رسول خدا در ذات خودش به سمت مبدأ و ذات پروردگار داشتند در آنجایی که از مقام اسماء رسول خدا خواست تجاوز کند و به مرتبه ذات برسد، آنجا دیگر پای جبرائیل لنگ و سعه وجودی او دیگر استعداد برای حرکت بیشتر را نداشت؛ در همان متوقف میماند و بالاتر از آن دیگر جبرائیلی نبود.
- سوره الاعراف (٧) آيه ١٤٣

