رسیدن به مقام خلیفةاللَهی ، یگانه آرزوی عظیم انسان
3آیا این صحیح است که امام علیه السلام برای همین نعمتهای ظاهری بهشتی، که جنبه صوری دارد، و در تصویر قرار میگیرد، عنوان «عظمت» بیاورد؟ «ای پروردگار! آنچه را که من مطالبه میکنم از نعمتهای تو در بهشت از حور و غلمان، این خیلی عظیم است، خیلی بزرگ است؛ و عمل من نمیتواند مرا به یک همچنین عظمتهایی برساند! و ساء عملی. عملم بد است، عملم ناقص است، عملم ناتوان است. در قبال این عمل و در قبال این فِعال من نمیتوانم به این عظمت از نعمتهای تو دسترسی پیدا کنم. حالا که اینطور است، فأعطنی ... و مطالب بعدی که حضرت عرضه میدارد.
خب این در قبال آنچه را که از سرمایههای الهی و از آن مقامی که خداوند به بشر که مقام خلافتاللَهی است نصیب کرده ما به یاد داریم، چه توجیهی میتواند داشته باشد؟
یعنی مقام خلافتاللَهی و آن مرتبه از واجدیت اسماء کلیه الهیه در وجود انسان همین است که بنشیند با یک حورالعین و با یک غلمان بگوید، بخندد و شاد باشد و انبساط خاطر و ابتهاج پیدا بکند؟ و بعد هم حالا از این نعمتها، سیبی، پرتقالی، گلابی، چیزی از این نعمتهای بهشتی که در اخبار و در آیات قرآن داریم که دلالت بر این ثمار بهشتی میکنند استفاده بکند، البته مسلم این است که آن خصوصیاتی که برای از این نعمتها در آثار ذکر شده است، یک اختلاف فاحشی دارد با آنچه را که در این عالم ما مشاهده میکنیم و با آن در ارتباط هستیم، خب این که به جای خود محفوظ.
ولی آیا فقط همین است؟ یعنی این مقام خلافتاللَهی انسان، این سرمایهای که خداوند به انسان داده، این تشرّف به شرافت و کرامتِ خلعت جانشینی پروردگار و واجدیت مقام اسماء و صفات، آیا همین است؟ این که چیزی نیست! این که مطلبی نیست که امام علیهالسلام راجع به آن صفت عظمت یاد کند و عرضه بدارد: خدایا! آرزوی من، در مطالباتی که دارم، خیلی عظیم و بالاست.

