لزوم التفات سالک به بالاترین درجات امید و آرزو
8بدترین چیز را بهترین چیز میشمارند؛ دهان باز کنم.
خب جناب ابوحمزۀ ثمالی، خدا رحمتت کند که مرد بزرگی بودی و مقام و موقعیتت محفوظ؛ ولی آیا تو فهمیدی این کسی که دارد این دعا را به تو تلقین میکند و یاد میدهد، این کیست و چیست و چه خصوصیاتی دارد؟ هیهات! هیهات! هیهات از اینکه ذرهای به مقام و موقعیّت امام علیه السلام کسی پی ببرد مگر یک عارف و ولیّ کامل که خب آن دیگر جای خودش را دارد، آن دیگر حساب خودش را دارد.
یرون أقبح ما یعملونه حسناً
حضرت میفرماید که من بدنم با شما بود، اما چه مقصدی داشتم؟ شما خبر داشتید؟ نه! چه هدفی داشتم؟ چه غایتی در نفسم بود؟ در این حرکتها، در این صحبتها، در این آمد و رفت به مسجدها، در این همنشینی و مقارنت و مصاحبت با شماها، چه نیّتی در من بود، در فکرم، در نیتم، در هدفم، چه نیتی بود؟
خب گفتهایم، در دعاهایمان گفتهایم، ـ زبان حال امیرالمؤمنین استها! ـ در مناجات شعبانیه گفتهایم، در دعای کمیل گفتهایم این را، اما کیست که بفهمد؟ در دعای کمیل، مگر امیرالمؤمنین علیه السلام ندارند: هبلی یا إلهی و سیدی و مولای و ربّی صبرت علی عذابک فکیف أصبر علی فراقک، و هبلی صبرت علی حرّ نارک فکیف أصبر عن النظر إلی کرامتک.
حضرت میفرماید گیرم بر اینکه صبر کنم و بتوانم تحمل کنم ـ عجیب است! عجیب است! عجیب است! ـ بتوانم عذاب روز قیامت را تحمل کنم، عذابی که یک سر سوزن او، اگر از آن عذاب بر جان ما در این دنیا بیفتد، تمام عالم از آن تألّم متألّم میشوند. اگر یک اثری از آن عذاب روز قیامت در این دنیا بخواهد نصیب کسی بشود، مگر بدنها میتواند تحمل کند؟ مگر میتواند صبر کند؟ آنوقت حضرت میفرمایند که من گیرم بر اینکه آن عذاب روز قیامت را توانستم تحمل کنم، و مرا در عذاب قرار بدهی، ـ خیلی عجیب است! حضرت مثل ما شوخی نمیکرد، با مزاح و مسامحه مطلب را نمیگفت و نمیگذراند. اگر یک چیزی حضرت میفرمود، به جدّ میفرمود. از روی قصد میفرمود، چشیده بود و میفرمود. حس و لمس و مس کرده بود و میفرمود، تصورش را بکنید، یک آهن را داغ کنید، آهن، بعد دستتان را نزدیک ببرید؛ چه حالی پیدا میکنید؟ امکان دارد؟ دستتان را ببرید نزدیک یک آهن تافته و داغ و قرمز، ببینید میتوانید نزدیک کنید یا نمیتوانید؟ این چه آتشی است که نسبت به آتش قیامت، به حساب نمیآید؟ آنوقت حضرت میفرماید مرا در درون آتش خودت قرار بده، ولیکن محروم از رؤیت خودت و از نظر به خودت نکن!

