اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم التفات سالک به بالاترین درجات امید و آرزو

14589
سال 1433
جلسات
نسخه عربی

لزوم التفات سالک به بالاترین درجات امید و آرزو

6
  • حضرت فرمود: بلند شوید بروید پی کارتان!

  • جنگ جمل راه انداختند!

  • جنگ جمل تمام نشده، صفین راه افتاد. هجده ماه جنگ صفین طول کشید! هجده ماه! سرمای زمستان، گرمای تابستان.

  • الآن در نزدیکی حلب، یک شهری است به نام رقّه که در دویست کیلومتری حلب است، در سوریه است. آن‌جا صفین است، گنبد خوبی هم ساخته‌اند برای عمار یاسر و برای اویس قرنی و این‌ها، خیلی هر دو... خیلی از صحابی بزرگ و خیلی بلندمرتبه بودند، مخصوصا آن اویس که در سمت چپ قرار دارد و... آن‌جا رقه چیست؟ یک شهری است که جنگ صفین در آن‌جا واقع شده. گرمای تابستانش گرمای بسیار بسیار زیادی است؛ سرمای زمستانش هم همین‌طور. از کنار نهر فرات رد می‌شود.

  • شهدای جنگ صفین آن‌جا هستند دیگر، منتها چیز ندارند، فقط این دو تا مشخص هستند موقعیتشان و یکی دیگر که آن طرف است.

  • هجده ماه طول کشید. بعد آن تمام شد، نهروان شد، نهروان هم تمام شد که آمدند و دیگر و خوارج درست شدند و آمدند دیگر حضرت را به شهادت رساندند دیگر. این زندگی امیرالمؤمنین علیه السلام بود.

  • جاورکم بدنی! 

  • بدنم با شما بود. بدنم با شما بود، اما شما فهمیدید این کسی که دارد با شما حرف می‌زند این کیست؟ فهمیدید در چه افقی قرار دارد؟ فهمیدید؟ فهمیدید اینی که با او می‌گویید، می‌خندید، حرکت می‌کنید در خیابان‌ها، در کوچه‌ها، می‌روید، می‌آیید، با او محشور هستید با او همدم هستید، هیچ متوجه شده‌اید در چه عالمی دارد پرواز می‌کند و در چه افقی دارد سیر می‌کند و نفس او در کدام ملأ در طَیَران و در گردش است و در حرکت است و در سیر و تماشاست؟! در کجا دارد...؟

  • ما چشممان می‌افتاد به آقای حداد، می‌رفتیم کنار ایشان می‌نشستیم، ایشان برای ما صحبت می‌کردند، نصیحت می‌کردند، حکایات آموزنده می‌فرمودند. مرحوم آقا رضوان اللَه علیه همین‌طور.

  • خیلی خیلی هنر می‌کردیم، با همان فکر قاصر خودمان این موقعیت و این ظرفیّت ایشان را در پرداختن به این مطالب ارزیابی می‌کردیم؛ خیلی هنر می‌کردیم: چه مطلب عالی‌ای...؟ چه...؟