لزوم التفات سالک به بالاترین درجات امید و آرزو
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللَه عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
عَظُمَ یا سَیِّدی أملی و ساءَ عَمَلِی، فأعْطِنی مِن عَفْوِک بِمِقدار أمَلِی؛ و لا تُؤاخِذْنِی بأسْوَءِعَمَلِی.
عظیم است ای مولای من، خواست و اُمنیّه و آرزو و مقصد و هدف من. و بد و ناپسند است رفتار و کردار و فعل و عمل من؛ پس از مقام عفو و بخشش تو، به من اعطا کن به همان مقدار آرزوی من. کمتر به من نده خلاصه! به عمل من نگاه نکن، به رفتار من نگاه نکن، به مقدار آرزو و خواست من به من بده.
و لا تؤاخذنی بأسوء عملی؛ و به کار زشت من مرا مورد مؤاخذۀ خودت و گرفتار عدالت خودت نکن. خب در شبهای گذشته راجع به این تقاضای حضرت سجّاد علیه السلام و اسراری که در این نحوۀ از طلب و در این نحوۀ از تخاطب وجود دارد، مسائلی را خدمت رفقا عرض کردیم و گفتیم که در اینجا حضرت سجّاد علیه السلام مطلب را دیگر تمام کرده و آن خواست یک بنده را نسبت به پروردگار، در عین بیان موقعیّت و جایگاه بنده در این خواست و در این امنیّه و در این طلب، حضرت روشن کرده؛ که از یک طرف نهایتِ طلب و مقصد و مقصود یک بنده چه چیزی میتواند باشد، و از یک طرف، موقعیّت بنده در رسیدن به این طلب چه موقعیتی است. این خودش تمام مسئله است که دیگر جای خالی باقی نگذاشته حضرت و حجّت را به عبارت دیگر بر همه تمام کرده، که شما از یک طرف میتوانید از خدای خودتان، از پروردگار خودتان، از آن ولیّ خودتان، از صاحب اختیار خودتان، بالاترین فکر و خیال و آرزوئی که ممکن است در ذهنتان بیاید، تقاضا کنید. چیست قضیه؟ یعنی آن بالاترین نقطهای که یک انسان در ذهن خودش میتواند خطور بدهد.

