اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم التفات سالک به بالاترین درجات امید و آرزو

14589
سال 1433
جلسات

لزوم التفات سالک به بالاترین درجات امید و آرزو

12
  • هیچ‌ وقت شده ما از خدا بخواهیم خدایا ما را به مقام امامت برسان، ما را امام بکن!

  • خدا می‌گوید ابدا! ابدا! هیهات! هیهات! هیهات! امام فقط دوازده‌ تا بود، والسلام نامه تمام. دوازده تا، بی‌خود این ادعا را نکن که چنان پس‌گردنی می‌خورد پس کله‌ات، که همان‌جا می‌روی که عرب نی‌ می‌اندازد؛ 

  • امام دوازده تا داریم، بیشتر هم نه، نخواه. اما از ما تقاضا بکن آن‌چه را که توانست امام علیه السلام به مقام معرفت و شهود و کمالات انسانی برسد، ما را هم برسان. خدا می‌گوید اشکال ندارد! حالا شد؛ اشکال ندارد. در تحت تربیت امام بیا، در تحت اطاعت امام بیا، در تحت تزکیه و ارشاد امام بیا، حرفی نداریم! این گوی و این میدان؛ سفره پهن است! که است که بیاید سر این سفره بنشیند؟

  • اینش اشکال ندارد؛ نمونه‌اش؟ بفرمایید! در جلساتی که عرض می‌کردیم خدمت رفقا، در جلسات گذشته راجع به حجیّت فعل ولیّ خدا، گفتیم شما از امام چه چیزی را توقع دارید که یک ولیّ خدا نمی‌تواند انجام بدهد؟ بگویید! بفرمایید! دو مورد بگویید! امام مرده زنده می‌کند؟ ولیّ خدا هم زنده می‌کند! جلوی چشم من زنده کرد! جلوی چشم خودم! این که دیگر نه شعبده بود و نه سحر بود و نه فلان بود و نه هیچ‌چی؛ حالا دیگر نمی‌گویم دیگر، مواردش را نمی‌گویم.

  • امام می‌تواند فرض بکنید که سنگ را تبدیل به طلا بکند، ولیّ خدا... این‌ها چیزهایی نیست که اصلا بخواهیم راجعش صحبت بکنیم؛ اصلا جایی برای صحبت نیست.

  • امام می‌تواند از مافی‌الضمیر خبر بدهد؛ هزار بار ولیّ خدا از ما فی‌الضمیر من خبر داد، منِ یکی، بقیه بماند؛ هزار بار!

  • امام می‌تواند نسبت به مسائل آینده، مسائل غیب اطلاع بدهد، بنده خودم ده‌ها موارد، ده‌ها موارد از ولیّ خدا راجع به مسائل آینده شنیدم، که عینا مئة بالمئة، صد در صد متحقق شد. دیگر چه؟ بگویید دیگر! بگویید! یک مورد بگویید که ولیّ خدا و آن عارف باللَه عاجز باشد و به واسطۀ آن عجز، نقصان تربیتی داشته باشد در زندگی و در تربیت سالک؛ چه بوده؟ هیچ! هیچ! چرا؟ چون به واسطۀ لطف مقام ولایت، دریچه و قلب عارف و ولیّ کامل از آن ولایت ولیّ کامل که امام علیه السلام است، اشراب می‌شود، ملیء می‌شود و پر می‌شود و به آن مقام معرفت و شهود و بقاء نائل می‌شود. دیگر چیز مجهولی برای او معنا ندارد، مجهولی دیگر برای او وجود ندارد. آن دیگر به حقائق، به سرچشمه و اصلش مراجعه می‌کند، نه به ظواهر و مسائل ظاهری. واقع را می‌بیند.