
لزوم التفات سالک به بالاترین درجات امید و آرزو
لزوم التفات سالک به بالاترین درجات امید و آرزو
15یک همچنین چیزی! مگر این... این چیست؟ اینها مگر نعمت خدا نیست؟ نعمتهای بهشتی؟ ولی چه؟ غیر خداست! باز غیر خداست! برای همین، مرحوم آقا میفرمودند اولیاء خدا در روز قیامت، حوریان بهشت از آنها به خدا شکایت میکنند که خدایا این اصلا به ما نگاه نمیکند! آنها هم در روز قیامت همین جاورکم بدنی است! با حوری نشسته، ولی این خبر ندارد این کجاست! البته این مال همه نیستها، مال آنهاست. خبر ندارد که... بعد خدا میگوید: بابا من حوریها را برای چی خلق کردهام؟ برو اینها را هم به یک نوایی برسان، یک دستی به سر اینها، یک خندهای یک ملاطفتی، اینها را بیر بیر مثل دیوار داری نگاه میکنی، این که نشد دیگر، پس من اینها را برای چه خلق کردهام؟
او دیگر میآید پایین و فلان و با اینها یک خرده خلاصه گرم و اینها میگیرد ودوباره بلند میشود خداحافظ شما ما رفتیم!
ـ کجا؟
ـ حالا برمیگردیم! خیلی چیز نباشید!
امیرالمؤمنین میفرماید این را هم از ما بگیر: بالاتر، بالاتر، بالاتر؛ دیگر مجلس اقتضا نمیکند که بگویم، انشاءاللَه اگر خدا توفیق بدهد، برای فرصت دیگر. به جایی میرسد ـ شما خیال نکنید این بهشت فقط همین استها ـ به جایی میرسد که تمام آثار پروردگار، تمام نعمتهای پروردگار، تمام آنچه را که طبق صریح آیۀ قرآن، نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده، و نه حتی خطور کرده؛ آخر خطور زمینه میخواهد! یک چیزی که انسان خطور میکند به قبلش، باید یک زمینۀ قبلی باشد، شما چطور میتوانید آن فیوضات خاصّ پروردگار را الآن تصور بکنید در حالی که اصلا زمینه وجود ندارد؟ چطور میتوانید؟ آنها را خدا میدهد. امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید از همۀ اینها خدایا مرا قطع علاقه کن. این چیست مسئله؟!
از همۀ اینها. هب لی کمال الإنقطاع إلیک، و أنر أبصار قلوبنا چشمهای قلب ما را باز کن بضیاء نظرها إلیک فقط به دیدار و چهرۀ تو روشن بشود، حتی تخرق أبصار القلوب حجب النور فتصل إلی معدن العظمة فتصیر أرواحنا معلّقة بعزّ قدسک عجب دعایی است! عجب مناجاتی است!
