
لزوم التفات سالک به بالاترین درجات امید و آرزو
لزوم التفات سالک به بالاترین درجات امید و آرزو
13یک وقت مرحوم آقا یک چیزی به من فرموده بودند، بعد من آمدم صحبت کنم، گفتند خب این کاری که به تو احاله کردیم، چکار کردی؟ رفتی چکار کردی؟
من نسبت به آن قضیه اهمال کرده بودم؛ انجام دادم، ولیکن با یک اهمال، که ایشان منظورشان آن اهمال نبوده و نمیبایستی که آن اهمال انجام بشود. من آمدم توجیه بکنم، تا آمدم توجیه کنم، یک خندهای کردند، هیچی! برو که حوصلۀ شنیدن این حرفهایت را نداریم! برو سر یک قضیۀ دیگر!
یعنی خودم حضور دارم، تو برای که داری حرف میزنی؟ میخواهی توجیه کنی؟ میخواهی تأویل کنی؟ برای که؟ برای کسی که خودش حضور دارد؟ بگویم در آن مجلس چه بوده؟ بگویم چه حرفهایی ردّ و بدل شده؟ هر چیزی را که نمیگوییم! ولی تو هم نیا دیگر توجیه کن! پیش قاضی دیگر ملّق نینداز بابا! بالا غیرتاً اینجا نیا دیگر توجیه کن. یک خندهای میکردند و ما هم تا آخر میخواندیم و ما هم بعد میخندیدیم!
چیست قضیه؟
چیزی برای او مجهول دیگر نیست تا اینکه بخواهد رفع جهل خودش را بکند، رفع نقص خودش را بخواهد بکند. در مناجات شعبانیّه مگر خود امیرالمؤمنین علیه السلام نمیفرماید: إلهی... این را در قنوت هم دیگر میخوانیم انشاءاللَه. ما یک وعدهای هم داده ایم به بعضی از رفقا که ادعیۀ قنوت را که از بزرگان شنیدهایم و آنها میخواندند آنها را در یک مجموعهای گردآوری کنیم، و سالهای سال است که از این وعده ها میگذرد و دائم مشمول خطاب و عتاب و نگاههای پرسشآمیز هستیم و سرافکنده و خجالت از روی دوستان؛ انشاءاللَه اگر خدا توفیق بدهد، که تا حدودی هم شروع کردهایم، این دعاهایی که بزرگان و اولیاء خدا میخواندهاند اینها را میخواهیم جمعآوری کنیم و یک ترجمهای هم بشود و در دسترس قرار بگیرد که استفادۀ بیشتری بشود. از جملۀ آنها این بوده:
إلهی هبلی... که از مناجات شعبانیه گرفته شده: کمال الإنقطاع إلیک ببینید خواست امیرالمؤمنین چیست؟ اینجا امام سجاد علیه السلام میفرماید عظم یا سیدی أملی، بزرگ است ای پروردگار و مولای من آرزوی من؛ پدرش در مناجات شعبانیه، ببینید امیرالمؤمنین چه قسْم مسئله را: إلهی هب لی کمال الإنقطاع إلیک... خدایا کمال انقطاع، یعنی نهایت درجۀ قطعِ تعلّقاتِ از غیر خودت را، از غیر خودت هرچه هست، نهایت درجۀ این قطع تعلّقات را به من بده. غیر خدا چیست؟ دنیا و هرچه در اوست! ریاستها، حکومتها، وزیر شدنها، وکیل شدنها، رئیس آنجا، رئیس آنجا... چرت و پرتها، چرت و پرتها... اصلا آدم تهوع میگیرد بخواهد اسم اینها را ببرد. تمام اینها غیر خداست، نیست؟ حضرت میگوید همۀ اینها را قطع کن؛ ولی هنوز کمال الإنقطاع نیامده؛ تازه این مال دنیاست. خیلی خب ما این دنیا را آمدیم قطع کردیم، آنطرف چه؟ چیزهای دیگر خدا دارد! بیا ببین در عالم مثالش چه خبر است! در عالم برزخش ببین چه خبر است، در آن نشئه ببین چه خبر است! حوریها که یک نظر به آنها موجب میشود تا عمر داری دیگر به کسی نگاه نکنی! یک نگاه!
