ذات پروردگار متعال بهعنوان تنها آرزوی عظیم سالک
6تجلی به این نمیگویند که جدا بشود، اگر جدا بشود که تجلی نیست، قطع است. شما یک کیسه برنج را بردارید یکی یکی کاسه کاسه ازش بردارید، هیچی تهش نمیماند دیگر! اگر قرار باشد تجلیاتی که از ذات پروردگار است مثل آن کاسههای برنج میماند و پیمانههای برنج است، پس دیگر چیزی برای خدا نمیماند! تمام شد دیگر! آن یکی آمد، آن یکی آمد، آن یکی آمد، هیچی! کیسهاش تمام شد! خود خدا هیچی برایش نمیماند دیگر!
در حالتی که وجود پروردگار وجود اطلاقی و بالصرافه است، یعنی اگر این مقدار و صد میلیارد مثل این و هزار میلیارد مثل آن و همه برداشته بشود، هیچ کم نمیشود؛ خب این چه قسم ظهوری است؟ این چه قسم تجلی است که با هرچه از آن ذات، اثر خارج و عین خارج مییابد، ذات تفاوت نمیکند، هیچ فرق نمیکند!
این چیست قضیه؟ این معنایش این است که تمام تجلیات و تمام ظهورات و تمام اعیانی که شما در خارج میبینید، ستارههایی که دارید میبینید، کهکشانهایی که دارید میبینید، عوالم ربوبی، ابداعیّات، عوالم مادّه، غیر ماده، همۀ آنچه را که میبینید، عوالم ملائکه و ارواح و عوالم عقول و غیر از اینها، تمام این ها، حقائق عینیّه ـ عین یعنی مشخص ـ حقائق عینیّه و مشخص خارجی هستند که در عین خارجی بودن و در عین تقیّدشان، در ذات پروردگار تکان نخوردهاند. هیچ تکان نخوردهاند. این میشود چه؟ این میشود وجود بالصرافه. یعنی یک وجودی که در عین آن بساطت ذات، آمادگی و قابلیت برای پذیرش همۀ اعیان خارجی را دارد و هیچ مسئلهای هم اتفاق نمیافتد و هیچ منافاتی هم در اینجا تحقق پیدا نمیکند.
خب این الآن میشود چه؟ میشود عظیم. این ذات پروردگار، ذات عظیم است، عظیم از این نقطۀ نظر که هرچه شما تصور کنید، نمیتوانید بالاتر از این یک حقیقتی را بیابید که مافوق باشد؛ از نقطۀ نظر سعۀ وجودی بخواهد مافوق باشد.

