ذات پروردگار متعال بهعنوان تنها آرزوی عظیم سالک
5همانهایی که امروز دارند از تو فرمانبرداری میکنند، همانها فردا بر تو فرمان میرانند؛ حواست باشد. و چه خوب است که تا زود است انسان متوجه بشود. تا هنوز وقت باقی است انسان به مجاز و حقیقت پی ببرد، و تا هنوز فرصت از دست نرفته است، انسان به خود برسد.
تا زدستت میرسد کاری بکن، قبل از این که فرصت از دست برود؛ آنوقت دیگر حال و مجال نمیماند برای تدارک. الآن انسان میتواند کاری انجام بدهد. این مسئله چیست؟ مسئلۀ عظمت است.
بنا بر این ما میبینیم که در قرآن، در آثار اهلبیت، در بیان بزرگان، این مسئلۀ عظمت جایگاه و مفهوم خودش را دارد. مثلا راجع به پروردگار در دعاء عرضه میکنیم: اللَهم أهلَ الکبریاءِ و العظمة. در دعای جوشن: اللَهم إنّی أسئلک یا عظیم. ای کسی که بزرگ هستی و در بزرگی به حدّ اعلی رسیدهای.
دربارۀ رسول خدا داریم: اللَهم إنّی أسئلک بالتجلی الأعظم فی هذا اللیل المعظم؛ در شب مبعث، آن دعای در شب مبعث راجع به رسول خدا خطاب میکند، پروردگارا من از تو تقاضا میکنم، درخواست میکنم، طلب میکنم، واسطه قرار میدهم در امشب یک حقیقتی را که آن حقیقت تجلی اعظم توست.
اعظم یعنی چه؟ یعنی بزرگتر؛ افعل التفضیل است دیگر. بزرگترین تجلی و ظهوری که از ذات اقدس تو به خارج از مرتبۀ صرافت و بساطت تو تقیّد پیدا کرده. ما همه چه هستیم؟ تجلیات خدا هستیم؛ اگر تجلی خدا نبودیم که اینجا نبودیم؛ عدم بودیم، محو بودیم، اسمی بر ما نبود، رسمی بر ما نبود. همۀ آنچه که در عالم است، همۀ اینها تجلی خداست. تجلی، یعنی یک حقیقتی که از ذات پروردگار ظهور خارج و عینی پیدا کرده. این را میگویند تجلی؛ نه اینکه جدا شدهها؛ اگر بگویید جدا شده این که کفر است. جدا شدن، مثل اینکه این پارچ را دست میگیرند، در این لیوان آب میریزند. الآن این لیوان که در دست من است، آبش با آنچه که در پارچ است فرق میکند؛ جدا شده، ارتباطی دیگر به او ندارد. بله اگر بخواهیم بریزیم در آن، یکی میشود، ولی الآن جداست، دو متر هم فاصله است.

