
تناسب هدف و راه انسان
تناسب هدف و راه انسان
13این اولیاء و بزرگان، برای این مسئله آمدهاند که نیت و هدف را تصحیح کن! قاطیهایش را بیرون بریز، آنچه را که خلط شده، آنها را بیرون بریز، مطلب خودت را، نیت خودت را، هدف خودت را، مقصد خودت را که میخواهی چه کنی، چه راهی بروی، چه مطلبی در نظر داری، چه مقصدی در پیش گرفتهای، چه مطلوبی را داری پیگیری میکنی، آن را تصحیح کن بعد راه بیفت که آن حرکتت با آن مقصدت در تعارض نباشد. این طور نباشد که امام سجاد میفرماید عظم یا سیدی أملی، ولی ساء عملی، موقعی که میخواهم بر طبق این مقصد حرکت کنم یک راه دیگر بروم. نیتم رفتن طهران است ولی راه شیراز را بروم. خب نمیرسد هیچوقت به هم!
نیتم فرض بکنید که رسیدن به فلان مسئله است، درست عمل خلافش را انجام بدهم، خب نمیرسد! این مشخص است که نمیرسد. این بزرگان، این عرفاء برای همین آمدهاند که آن نیت با این عمل با هم دیگر مچ بشود، با همدیگر بتواند موافق باشد، با همدیگر بتواند تطبیق کند، نه اینکه یک چیزی در نظر... حالا بگذریم از این که بعضیها ـ حالا اگر خدا بخواهد عرض میکنیم در شبهای دیگر ـ بگذریم از اینکه بعضیها اصلا نمیخواهند به آن مقصد برسند، اصلا میگویند نمیخواهیم! ما اصلا میخواهیم همینجا باشیم! امام حسین علیه السلام شب عاشورا به عمر سعد چه فرمود؟ چه فرمود؟
ـ چه میخواهی تو؟ تو از این دنیا چه میخواهی که من به تو بدهم؟ اگر بهشت میخواهی بیا بهشت میدهم، اگر ملک میخواهی، مدینه به تو باغ میدهم، اگر نمیدانم چه میخواهی، قرض داری به تو میدهم، دردت چیست؟ مرضت چیست این لشکر را برداشتهای آوردهای اینجا؟ برای چه برداشتهای آوردهای اینجا؟
حضرت در اینجا بهشت را برای عمر سعد تضمین کرد که دست بردارد برود دیگر! و عمر سعد هم واللَه و باللَه قسم میخورد که مطلبی که دارد گفته میشود مطلب، مطلب حق است و صحیح است. میگوید ـ آخرش ـ از ملک ری نمیتوانم بگذرم! سلطنت ری.
