
تناسب هدف و راه انسان
تناسب هدف و راه انسان
11اینها همه در راستای تفسیر عظم یا سیّدی أملی استها! چه میشود وقتی حضرت سجاد میفرماید وقتی رسیدیم به این فقره که منظور از این عظمت چیست، آنوقت دست به دندان میبریم و بر آن اهمالها و مسامحهها و بر آن نادیده گرفتنها دندان میفشاریم و خلاصه حسرت وجود ما را خواهد گرفت، که بزرگان ما را به کجا دعوت میکردند و ما در کجا داریم دست و پا میزنیم. آیا نیّات ما، همین نیّت امام سجاد است؟ هدف و غایت و مقصد ما همینی است که حضرت در اینجا از آن هدف به هدف عظیم یاد کرده؟ عظیم است، با عظمت است ای سیدِ من هدف من! چیست که امام سجاد اینطور با عظمت یاد کرده؟ چیست قضیه؟ لذا وقتی که ما نگاه میکنیم میبینیم که هان! قضیه روشن است، این سیر سیری است که در آن اخلاص است، در آن صدق است، در آن امانت است، در آن توحید است، در آن صفاست، این مدرسه، این مکتب، این سیر.
این سیر نگاه میکنیم، در آن انانیّت است، در آن خودمحوری است، در آن دعوت به خود است، در آن فرو رفتن در کثرات است، و فرو رفتن در اهواء دنیّه و نفسانیّات است، کاملا هم مشخص است، کاملا هم مشخص است، نیاز دیگر به رمل و اسطرلاب ندارد. شما بردارید اینجا را نگاه کنید، آنجا را نگاه کنید.
همین منزل پدر ما، منزل مرحوم پدر ما در مشهد، صبحها روضه داشتند، مجلس اعیاد و وفیات، مجلس ائمه داشتند، بین الطلوعین، مگر نگفتم خدمت رفقا؟ بین الطلوعین شروع میشد و یک ساعت از طلوع آفتاب هم تمام میشد، همین! هرکسی میخواهد زودتر میآمد جا میگرفت، هرکس هم دیرتر میآمد جا نداشت!
هرچه هم به مرحوم آقا گفتیم که آقا فرض کنید که یک طبقه بالای اینجا بسازیم، ایشان فرمودند: همین است که هست! هرکس میخواهد بیاید زودتر بیاید! زودتر بیاید! نمیسازیم! بالا را نمیسازیم.
