اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

توحیدگرایی فطرت سلیم

14433
سال 1433
جلسات
نسخه عربی

توحیدگرایی فطرت سلیم

7
  • فطرت ما به کدام‌ طرف تمایل پیدا می‌کند؟ عقل ما به کدام‌یک از دو طرف تمایل پیدا می‌کند؟ نفس ما به کدام‌یک از دو طریق و دو مدرسه و دو مکتب، به کدام‌یک میل پیدا می‌کند و گرایش پیدا می‌کند و محبت پیدا می‌کند و تعلق پیدا می‌کند؟ به کدام یک؟ هان؟ خب ببینید دیگر، بسنجیم دیگر! می‌بینیم عجب، این چقدر مرد بزرگی است چقدر.. حالا اصلا خبر نداریم‌ها، اصلا خبر نداریم که این کیست و چیست و خصوصیاتش چیست، فقط یک قضیه از او نقل می‌شود از این هم یک قضیه نقل می‌شود؛ از هر دو یک قضیه نقل می‌شود. این در این قضیه این عمل و رفتار را انجام داد، این هم در این قضیه این رفتار را انجام داد؛ ما در این وسط کدام‌ طرف برویم؟ هان؟ نگاه می‌کنیم می‌بینیم عقربه دارد می‌زند به این‌طرف: این‌جا برو! این درست می‌گوید!

  • چرا؟ چون فطرت بر اساس توحید است. فِطْرَتَ اَللّٰهِ اَلَّتِي فَطَرَ اَلنّٰاسَ عَلَيْهٰا لاٰ تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اَللّٰهِ ﴿الروم‌، ٣٠﴾ فطرتی که خدا به ما داده گتره نداده، برای رفتن به سربینۀ حمام و رفتن به گلخن نداده، برای تصحیح راه و تصحیح زندگی و پیدا کردن راه فلاح داده و فردا هم مؤاخذه می‌کند: بهت دادم، بهت دادم، اگر به تو نمی‌دادم، خب جای ایراد هم نبود، این فطرتی که به تو دادم، این فطرت فطرت توحید بود یا نبود؟ هان؟ فطرت توحید بود یا نبود؟ فطرت زدودن کثرات بود یا نبود؟ فطرت نوع‌دوستی و وحدت بود یا نبود؟ فطرت بی‌رنگی و ضدّ کثرتی بود یا نبود؟ فطرت تأثیرگذاری مبدأ اوّل و آن حقیقت هستی بود یا نبود؟ این‌ها بود یا نبود؟

  • ـ بله بود!

  • وقتی که بود، تو چرا آن راه و مکتب و مسیری که مخالف با این فطرت است، آن را برگزیدی و به دنبال آن رفتی، در جلسات او شرکت کردی، به منزل او رفتی، او را تأیید کردی، از دور و بری‌های او شدی، او را در مسیرش تشویق... چرا؟ تو که فهمیدی این عملش خلاف است، تو که خودت داری با رفیقت می‌گویی که یک موی او این‌جا پیدا نمی‌شود، پس چرا دیگر این‌جا هستی؟ چرا دیگر با آمدنت در این‌جا این مرام را تأیید می‌کنی؟ هان؟ خودت داری می‌گویی! خودت داری می‌گویی یک موی این پیدا نمی‌شود، خودت داری می‌گویی حرف حق این، جواب ندارد، وقتی خودت داری می‌گویی، پس چرا با رفتار و کردارت این قضاوت وجدان و حکومت عقل و منطقت را به زیر پا گذاشتی؟ خدا می‌آید حساب می‌رسد. لذا شما نگاه می‌کنید می‌بینید این فطرت می‌زند به این‌جا: این کارش درست است! کار آقای قاضی درست است، کار مرحوم قاضی درست است، کار اولیای خدایِ از این‌چنینی درست است، این‌طوری، این درست است!