توحیدگرایی فطرت سلیم
6شما این را کجا پیدا میکنید؟بگویید دیگر! از خودم میگویم، بگویید آقا داری دروغ میگویی. بگویید داری دروغ میگویی. چیزی که با چشم خودمان، با همین دو تا چشم داریم میبینیم، با همین دوتا، حدس و خیال هم نیست: حسب الأمر فلان، حسب الأمر فلان، حسب الأمر فلان... حسب الأمرِ... حسب الأمرِ... حسب الأمرِ...
إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ﴿یس، ٨٢﴾! این امر از مقام تکوین است که مافوق مقام تشریع است، ای کاش فقط تشریع بود! بعضی جاها حسب الأراده، این دیگر میرود: إنّما إذا أراد شیئاً... مقام اراده بالاتر از امر است، چون اراده مقدم بر امر است، از علل طولیّۀ تحقق امر خارجی، مقام اراده و مشیت است دیگر! به مشیت فلانی این... حتی به امر هم نرسید، همان به اراده، این موجب به خلق خارجی شد و موجبِ... ببینید! دو مسیر مختلف، دو راه مختلف... یکی میگوید اصلا چرا اسم من باید برود آنجا؟ غلط کردید که اسم من را گذاشتید آنجا، به اجازۀ که شما آمدید اسم من را گذاشتید آنجا؟ این یکی، یکی دیگر میگوید تا اسم من آن بالا نرود، من نمیدهم! ببینید در مقابل هم دو ایده مطرح است، کدام را ما بپذیریم؟ ما میخواهیم بپذیریم. او میگوید اگر اسم من آنجا باشد، من خرد میکنم و از بین میبرم و له میکنم و محو میکنم؛ آن میگوید تا اسم من نباشد من نمیدهم، خبری نیست، اسم من را امضا بکنید بگذارید، تا بعد بقیهاش هم بیاید. ما میخواهیم حالا اطاعت کنیم، نه این را میشناسیم نه آن را میشناسیم، مینشینیم هان برمیگردیم به فطرت خودمان، کدام درست است؟ هیچکدام را نمیشناسیم، نه این را میشناسیم و پدر و مادر و نسب و نه این را میشناسیم و پدر و مادر و نسب، خصوصیات خبری نیست، فقط به ما میگویند: آقا این این را گفته، این این را گفته؛ همین، و السلام.

