اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

توحیدگرایی فطرت سلیم

14433
سال 1433
جلسات

توحیدگرایی فطرت سلیم

14
  • عجب حرف مزخرفی! عجب حرف پستی! عجب حرف بی‌پایه‌ای! 

  • و بنده خود شاهد بودم که در موارد عدیده‌ای مورد توبیخ استاد قرار می‌گرفتند. حالا بیاید بهشان بربخورد: منِ عالم اعلمِ با این بیا و برو و کذا و کذا و با این شأن و شئونات و شخصیات و این‌ها، فرض بکنید که موجب یک همچنین خطابی قرار بگیرم. و از قضا در بسیاری از موارد، استاد حتی در ملأ عام شاگرد را مورد توبیخ قرار می‌دهد! عمدا در ملأ عام قرار می‌دهد، چه خبر است، خیال نکن خبری است!

  • منتها به جای این‌که به این‌ها بربخورد، به جای این‌که این‌ها ناراحت بشوند، به جای این‌که بیایند غر بزنند، به جای این‌که بیایند هی زر زر بکنند، به جای این‌که بیایند طعنه بزنند، به جای این‌که بیایند گوشه بزنند، می‌پذیرفتند، به جان می‌پذیرفتند و خودشان به دنبال یک همچنین موقعیتی بودند! این را بیاییم درستش کنیم!

  • خودشان به دنبال یک موقعیتی بودند که مورد توبیخ قرار بگیرند، که خب حالا این یک بحث دیگری دارد و برای خودش یک چیز است. بعد کم‌کم کم‌کم کم‌کم این توبیخ‌ها، این اشکال‌ها، این تذکرها، می‌آید می‌آید می‌آید آنی که اصل کاری را گفتم‌ها! اول صحبت ‌گفتم این‌جا خراب است، این را می‌آید درست می‌کند. این که درست شد، دیگر اشکالی نیست، همه چیز درست شد! به جای این‌که بیاید هی جواب بدهد، هی سؤال کند، هی پرسش کند، هی در مقام جواب بربیاید، هی این ایراد دارد، آقا من این خاطر را به خاطر این کردم 

  • ـ خب خیلی خب!

  • دوباره فردا... خب تمامی ندارد دیگر! تمامی که ندارد. چون این دارد در یک افق کار انجام می‌دهد، این در یک افق دارد نگاه می‌کند؛ این اصلا به همدیگر چه؟ ارتباط ندارند، این هر روز هی می‌رود: آقا این کارتان برای چه بود؟ واللَه باللَه به پیر، به پیغمبر به خاطر این بود...

  • ـ خب خیلی خب!